Tag Archives: داستان

پرتقالی که لرزه به جان صهیونیست ها انداخت!

” یکی از بچه های مجاهدمون یک دونه پرتقالو تو کاغذی سفید گذاشت و به محض اینکه ماشین لشکر اسرائیلی نزدیکشون شد پرتقال رو به سمت اونا پرت کرد … همه روی زمین افتادن و جرأت نداشتن سرشون رو بالا بیارن تا کارشناس خنثی سازی بیاد… بعد از اینکه مطمئن …

بیشتر بخوانید »

دانلود سریال کیمیا

دانلود سریال کیمیا

دانلود سریال کیمیا با کیفیت بالا و عالی HD به همراه نسخه کم حجم دانلود سریال کیمیا با لینک مستقیم و رایگان کارگردان: جواد افشار | نویسنده: مسعود بهبهانی‌نیا تعداد قسمت ها: ۱۱۰ | مدت زمان هر قسمت: ۴۰ دقیقه | ژانر: تاریخی، اجتماعی فرمت: MP4 | میانگین حجم: ۳۸۰ …

بیشتر بخوانید »

داستانی شنیدنی از مرحوم آیت الله قاضی

 من امام او نیستم. در این حال آن دو فرشته چنان با گرز بر سر مادرم زدند که آتش به آسمان زبانه کشید. من از وحشت و دهشت این واقعه به این حال که می بینید، درآمده ام. عقیق:مرحوم علامه طباطبایی نقل کرده اند از عارف عظیم الشان حاج میرزا …

بیشتر بخوانید »

برگزیدگان ششمین جشنواره داستان انقلاب معرفی شدند

ششمین جشنواره داستان انقلاب برگزیدگان خود را در دو بخش رمان و داستان کوتاه بزرگسال و نوجوان حوزه هنری معرفی کرد. به گزارش خبرنگار مهر، ششمین جشنواره سراسری داستان انقلاب برگزیدگان خود را عصر امروز دوشنبه ۲۸ بهمن در تالار سوره حوزه هنری معرفی کرد.

بیشتر بخوانید »

داستان زیبا

یک سری استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اونا رو توی یه هواپیما نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که: “این هواپیما ساخت دانشجوهای شما هست ..!” وقتی اساتید محترم این خبرو شنیدن همه از دم اقدام به فرار کردن! همه رفتن …

بیشتر بخوانید »

داستان ازدواج شهید همت

همزمان با هفته دفاع مقدس، چاپ هفتم کتاب خاطرات مهدی زین الدین با عنوان «تو که آن بالا نشستی» و چاپ نوزدهم کتاب «شهید همت به روایت همسر» از سوی انتشارات روایت فتح راهی بازار نشر شد. عقیق: کتاب «شهید همت به روایت همسر» که به قلم حبیبه جعفریان نوشته …

بیشتر بخوانید »

داستان زیبای ساعت

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.  ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.  بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست …

بیشتر بخوانید »

داستان زیبا ارزیابی عملکرد

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. پسرک پرسید: خانم، می توانم خواهش کنم …

بیشتر بخوانید »

داستان چاقو کشیدن استاد جامعه شناسی بر روی شهید مطهری

محمد رجبی دوانی در تشریح آراء و افکار شهید مطهری گفت: خود ایشان بارها می فرمود که آنچه می گویم ممکن است اشکالاتی داشته باشد که من آماده بحث و گفتگو هستم اما پاسخ او را با گلوله دادند. خب این پاسخ از طرف یک افرادی که نمازخوان بودند به …

بیشتر بخوانید »

معامله یهودی

خواهر روحانی در کلاس مدرسه مقابل دانش آموزان نوجوان، ایستاده بود. او در حالی که یک سکه یک دلاری نقره در دستش بود گفت: به دختر یا پسری که بتواند نام بزرگترین مردی را که در این دنیا زیسته است بگوید، این یک دلاری را جایزه می دهم یک پسر …

بیشتر بخوانید »

داستان شنیدنی فرشته داعی در ماه رجب

آیت‌الله تهرانی با اشاره به راویتی از پیامبر(ص) که ماه رجب را ماه استغفار امّت خود خوانده است، بر ریزش رحمت الهی بر بندگان در این ماه تأکید کرد.

به گزارش شبستان، آیت‌الله تهرانی با اشاره به راویتی از پیامبر(ص) که ماه رجب را ماه استغفار امّت خود خوانده است، بر ریزش رحمت الهی بر بندگان در این ماه تأکید کرد.
گزیده‌ای از سخنان این استاد اخلاق به مناسبت فرا رسیدن ماه نورانی رجب در پی می‌آید:
روی عَنِ الباقِرِ (عَلَیهِ السَّلامُ) قال: لجابر الجُعفی، یا جابرَ: «مَن هذَا الَّذی سَأَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ أَو تَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ أَو وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ» [بحارالانوار، جلد۶۸، صفحه ۱۳۸]
ای جابر! چه کسی از خداوند تبارک و تعالی درخواستی کرده و خداوند درخواست و خواهش او را نپذیرفته و به او عطا نکرده است؟ یا اینکه چه کسی به خداوند توکّل و تکیه کرده و خداوند او را کفایت ننموده است؟

بیشتر بخوانید »

ماجرای آقا سید و زن روسپی …

حاج مرشد انگار که درست نشنیده باشد، تند به سیدمهدی نگاه می‌کند: حاج آقا، یعنی قباحت نداره؟! من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب... یکی ببیند نمی‌گوید اینها با این فاحشه چه کار دارند؟ سبحان الله...

چراغ‌های مسجد دسته‏دسته روشن می‌شوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد. «آقا سید مهدی» که از پله‌های منبر پایین می‌آید، حاج شمس‌الدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز می‌کند تا برسد بهش. جمعیت هم همینطور که سلام می‌کنند راه باز می‌کنند تا دم در مسجد.

بیشتر بخوانید »

هدیه‌ای که مرحوم نخودکی به امام خمینی داد

هدیه‌ای که مرحوم نخودکی به امام خمینی داد

آیت الله ری شهری این خاطره را به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان آورده اند که در کتاب زمزم عرفان نیز نقل شده است.
به گزارش مشرق به نقل از خبرآنلاین، در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.

بیشتر بخوانید »

چرا به آیت الله حق شناس تذکر دادند؟

عارف سالک مرحوم آیت‌الله حق‌شناس ماجرای تذکر به خود در خصوص اهمیت و جایگاه نمازجماعت را این گونه بیان می‌کند.
متن خاطره این عالم ربانی به شرح ذیل است

مرحوم آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس در خاطرات خود می‌گوید: در سالی‌که مدتی از تابستان را در مشهد اقامت داشتم،‌بعضی از مومنین از من خواستند که نماز صبح به مسجد آن‌ها بروم و اقامه جماعت کنم.

بیشتر بخوانید »

ماجرای اسیری استادقرائتی توسط یک تاجر

ماجرای اسیری استادقرائتی توسط یک تاجر

حجت الاسلام قرائتی گفت:«بنده طلبه جوانی بودم، یک تاجری افطاری دعوتمان كرد، خوب ما هم طلبه‌ نویی بودیم و رفتیم افطاری خوردیم، بعد دیدم جزء جزء قرآن آوردن و گفتند: قرآن بخوانید. گفتیم كه مگر قرار بود قرآن بخوانیم؟ ما افطاری آمده بودیم. گفت: نه! باید برای مرحوم فلانی یک سوره هم بخوانی، گفتم: من قرآن نمی‌خوانم.

بیشتر بخوانید »

خاطره‌ای جالب از زبان پزشک‌معالج شهیدهمت

خاطره‌ای جالب از زبان پزشک‌معالج شهیدهمت

خاطره دیدار دکتر ربانی استاد فعلی دانشگاه علوم پزشکی تهران و از جراحان بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) در زمان دفاع مقدس با شهید محمدابراهیم همت خواندنی است.
به گزارش مشرق ، در یکی از روزهای زمان دفاع مقدس در بیمارستان امام حسین (ع) در منطقه دار خوین خوزستان مشغول عمل جراحی بودم که یکی از برادران مرا صدا کردند و گفتند کار مهمی پیش آمده و راه بیفتید با هم برویم و سپس مرا سوار ماشین لندکروز کردند و به‌‌ همان منطقه و در واقع قرارگاه و خط مقدم بود و در همین حین من کم‌کم احساس نگرانی کردم از این بابت که تک و تنها داشت مرا می‌برد و من نمی‌دانستم که مرا کجا می‌برد تا اینکه به مقر رسیدیم و مرا به داخل مقر هدایت کرد و بعد از پیاده شدن از ماشین شهید ممقانی را دیدم که ایشان من را از قبل می‌شناخت و من نیز با دیدن او آرام‌تر شدم و سپس مرا داخل زیرزمینی بردند که دیدم جوانی کف این سنگر دراز کشیده و‌‌ همان موقع فهمیدم که مرا آورده‌اند که این جوان را ویزیت کنم.

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه مسلمان و کافر

فردی مسلمان یک همسایه کافر داشت
هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد :
خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر.مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید)

زمان گذشت و آن فرد مسلمان بیمار شد.

بیشتر بخوانید »

داستان جالب ؛ راننده آلبرت انیشتین

برخی از حوادث جالب و آشکار از زندگی آلبرت انیشتین که اخیرا توسط مجله تایم به عنوان مرد قرن مفتخر شده بود یک روز در هنگام تور سخنرانی ، راننده آلبرت انیشتین ، که اغلب در طول سخنرانی او در انتهای سالن می نشست،بیان کرد که او احتمالا میتواند سخنرانی …

بیشتر بخوانید »

ماجرای ملاقات آیت‌الله مرعشی نجفی با حضرت معصومه (سلام الله علیها)

ماجرای ملاقات آیت‌الله مرعشی نجفی با حضرت معصومه (سلام الله علیها)

مرحوم آیت‌الله‌ سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی در خاطرات خود، نمونه‌ای از عنایت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) به ایشان را نقل کرده‌اند.

SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

بیشتر بخوانید »

ماجرای بیماری آیت الله میلانی‌(ره) و مسلمان شدن پروفسور برلون

به گزارش سرویس استان‌های مرکز خبر حوزه، حجت الاسلام والمسلمین جواد مروی در مراسم طرح تابستانه اعتقادی که با موضوع توحید در قرآن که در گلپایگان برگزار می‌شود، با اشاره به آثار ارزشمند حدیث ثقلین در زندگی مومنان، اظهارداشت: اگر کسی می‌خواهد عظمت قرآن را ببیند، باید آن را در گفتار دیگران جستجو کند.

بیشتر بخوانید »

Watch Dragon ball super