مردى از اهل شام که در اثر تبليغات دستگاه معاويه گول خورده بود و خاندان پيامبر را دشمن مى داشت ، وارد مدينه شد. در شهر امام حسن عليه السلام را ديد. پيش آن حضرت آمد و شروع به ناسزا گفتن کرد و هر چه از دهانش مى آمد به آن بزرگوار گفت .

جاذبه امام حسن علیه السلام

جاذبه امام حسن علیه السلامReviewed by مرتضی سرمدیان on Jan 1Rating:

حضرت با کمال مهر و محبت به وى مى نگریست . چون آن مرد از سخنان زشت فراغت یافت ، امام به او سلام کرده ، لبخندى زد و سپس فرمود:- اى مرد! من خیال مى کنم تو در این شهر مسافر غریبى هستى و شاید هم اشتباه کرده اى . در عین حال اگر از ما طلب رضایت کنى ، ما از تو راضى مى شویم . اگر چیزى از ما بخواهى به تو مى دهیم . اگر راهنمایى بخواهى ، هدایتت مى کنیم . اگر براى برداشتن بارت از ما یارى طلبى بارت را برمى داریم . اگر گرسنه هستى سیرت مى کنیم . اگر برهنه اى لباست مى دهیم . اگر محتاجى بى نیازت مى کنیم . اگر آواره اى پناهت مى دهیم . اگر حاجتى دارى برآورده مى کنیم و چنانچه با همه وسایل مسافرت بر خانه وارد شوى ، تا هنگام رفتنت مهمان ما مى شوى و ما مى توانیم با کمال شوق و محبت از شما پذیرایى کنیم . چه این که ما خانه اى وسیع و وسایل پذیرایى از هر جهت در اختیار داریم .وقتى مرد شامى سخنان پر از مهر و محبت آن بزرگوار را شنید سخت گریست و در حال خجلت و شرمندگى عرض کرد:- گواهى مى دهم که تو خلیفه خدا بر روى زمین هستى ؛ ((الله اءعلم حیث یجعل رسالته )) . و خداوند داناتر است به اینکه رسالت خویش را در کدام خانواده قرار دهد و تو اى حسن و پدرت دشمن ترین خلق خدا نزد من بودید و اکنون تو محبوب ترین خلق خدا پیش منى . سپس ‍ مرد به خانه امام حسن علیه السلام وارد شد و هنگامى که در مدینه بود به عنوان مهمان آن حضرت پذیرایى شد و از ارادتمندان آن خاندان گردید.

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − شانزده =

Watch Dragon ball super