در زمان صلى الله عليه و آله مؤ منى از اهل صفه سخت فقير و مستمند بود. وى تمام نمازها را پشت سر پيامبر صلى الله عليه و آله مى خواند. رسول خدا صلى الله عليه و آله بر او ترحم مى کرد و به نيازمندى و غريبى او توجه داشت و مى فرمود:اى سعد! اگر چيزى به دستم برسد تو را بى نياز مى سازم .

خطر دنیاپرستى

خطر دنیاپرستىReviewed by مرتضی سرمدیان on Dec 26Rating:

مدتى گذشت چیزى به دست پیغمبر نیامد. حضرت به حال سعد بیشتر اندوهگین شد. خداوند سبحان به اندوه پیامبر صلى الله علیه و آله نسبت به سعد توجه فرمود. جبرئیل را با دو درهم خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله فرستاد.جبرئیل به حضرت عرض کرد: اى محمد! خدا از اندوه تو براى سعد آگاه است . آیا دوست دارى او را بى نیاز سازى ؟پیامبر صلى الله علیه و آله : آرى !جبرئیل : این دو درهم را به او مرحمت کن و دستور بده با آن تجارت کند. پیامبر صلى الله علیه و آله در درهم را گرفت . وقتى که براى نماز ظهر از منزل خارج شد سعد را دید که در خانه ایستاده و منتظر آن حضرت است .فرمود: اى سعد! آیا تجارت خوب بلدى ؟عرض کرد: سرمایه اى ندارم که با آن تجارت کنم .پیامبر صلى الله علیه و آله دو درهم به او داد و فرمود: با آن تجارت کن و روزى خدا را به دست آور.سعد دو درهم را گرفت و در خدمت پیغمبر صلى الله علیه و آله به مسجد رفت و نماز ظهر و عصر را با رسول خدا صلى الله علیه و آله خواند. آن گاه حضرت فرمود:- برخیز به دنبال روزى برو! همواره به حال تو غمگین بودم .سعد مشغول تجارت شد خداوند برکتى به او داد. هر چه مى خرید به دو برابر مى فروخت . دنیا به سعد روى آورد. کم کم سرمایه اش ترقى کرد و مالش فراوان شد و معامله اش رونق گرفت . به طورى که در کنار در مسجد دکانى گرفت و سرمایه و کالاى خود را در آنجا جمع کرده ، تجارتش را انجام مى داد.وقتى که بلال اذان مى گفت و رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى نماز حرکت مى کرد، سعد را مى دید که سرگرم خرید و فروش بوده ، مشغول دنیا است . هنوز وضو نگرفته و خود را براى نماز مهیا نکرده است . با اینکه قبل از این پیش از اذان مهیاى نماز مى شد.رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرمود:اى سعد! دنیا تو را از نماز باز داشته است ؟سعد مى گفت : چه کنم ؟ سرمایه ام را تلف کنم ؟ به این مرد جنسى فروخته ام ، مى خواهم پولم را از او بگیرم و از آن دیگرى کالایى خریده ام باید پول او را بدهم .رسول خدا صلى الله علیه و آله به آن حال سعد بیشتر از فقرش غمگین شد. جبرئیل محضر آن جناب رسید، عرض کرد: اى پیامبر! خداوند از غم تو براى سعد آگاه است . کدام یک را بیشتر دوست دارى ؟ حالت اول یا حالت فعلى او را؟رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اى جبرئیل ! حالت اول (تنگدستى ) او را دوست دارم . زیرا دنیا آخرت او را از دستش گرفته است .جبرئیل عرض کرد به راستى محبت و اموال دنیا امتحان بوده و بازدارنده از آخرت مى باشد.آن گاه عرض کرد:- یا رسول الله ! به سعد بگو آن دو درهمى که به او داده اى به شما بازگرداند، وضعش به حالت اول برمى گردد.پیامبر به سعد فرمود: آیا آن دو درهم را به من باز مى گردانى ؟عرض کرد: به جاى دو درهم ، دویست درهم مى دهم .حضرت فرمود: نه ! همان دو درهم را مى خواهم .سعد آن دو درهم را به حضرت داد. به دنبال آن چیزى نگذشت که دنیا از وى روى گرداند و هر چه داشت از دستش رفت . سعد دوباره به حال فقر و ندارى افتاد.

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 1 =

Watch Dragon ball super