مدتي بود که شخصي دايم نزد امام کاظم عليه السلام مي آمد و فحش و ناسزا مي گفت . بعضي از نزديکان حضرت که قضيه را چنين ديدند، به ايشان عرض کردند:- اجازه بدهيد ما اين فاسق را بکشيم !حضرت اجازه ندادند

ارشاد با بذل مال !

ارشاد با بذل مال !Reviewed by مرتضی سرمدیان on Nov 19Rating:

و از مکان و مزرعه او پرسیدند و سپس سوار بر مرکبی به مزرعه وی رفتند. آن مرد صدا زد:- از میان زراعت من نیایید! حاصل مرا پایمال می کنید!حضرت آمدند نزدیک ایشان پیاده شدند. با لبخندی در کنارش نشستند و سپس فرمودند:- چقدر برای زراعت خرج کرده ای ؟گفت :- صد دینار.فرمود:- چقدر امید دخل داری ؟گفت :- دویست دینار.فرمود:- این سیصد دینار را بگیر و مزرعه هم مال خودت باشد. خداوند آنچه را که امید داری به تو مرحمت می کند.مرد پول را گرفت و پیشانی حضرت را بوسید. حضرت تبسم کرده ، برگشت .فردا که امام علیه السلام مسجد آمدند، آن مرد نشسته بود. وقتی که حضرت را دید گفت :- الله اعلم حیث یجعل رسالته اصحاب پرسیدند دیروز چه می گفت ، امروز چه می گوید، دیروز فحش ‍ و ناسزا می گفت ، امروز تعریف و تمجید می کند؟حضرت به اصحاب فرمودند:- شما گفتید اجازه بده ما این مرد را بکشیم و لکن من با مبلغی پول او را اصلاح کردم ! یکی از راه های اصلاح حال مردم احسان و بخشش ‍ است .

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 14 =

Watch Dragon ball super