رسول خدا صلي الله عليه و آله در حالي که نشسته بودند، ناگهان لبخندي بر لبانشان نقش بست ، به طوري که دندان هايشان نمايان شد! از ايشان علت خنده را پرسيدند، فرمود:- دو نفر از امت من مي آيند

با دوستان ، مدارا!

با دوستان ، مدارا!Reviewed by مرتضی سرمدیان on Nov 1Rating:

و در پیشگاه پروردگار قرار می گیرند؛ یکی از آنان می گوید:خدایا! حق مرا از ایشان بگیر! خداوند متعال می فرماید: حق برادرت را بده ! عرض می کند:خدایا! از اعمال نیک من چیزی نمانده متاعی دنیوی هم که ندارم . آنگاه صاحب حق می گوید:پروردگارا! حالا که چنین است از گناهان من بر او بار کن !پس از آن اشک از چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله سرازیر شد و فرمود:آن روز، روزی است که مردم احتیاج دارند گناهانشان را کسی حمل کند. خداوند به آن کس که حقش را می خواهد می فرماید: چشمت را برگردان ، به سوی بهشت نگاه کن ، چه می بینی ؟ آن وقت سرش را بلند می کند، آنچه را که موجب شگفتی اوست – از نعمت های خوب می بیند، عرض می کند:پروردگارا! اینها برای کیست ؟می فرماید:برای کسی است که بهایش را به من بدهد.عرض می کند:چه کسی می تواند بهایش را بپردازد؟می فرماید:تو.می پرسد:چگونه من می توانم ؟می فرماید:به گذشت تو از برادرت .عرض می کند: خدایا! از او گذشتم .بعد از آن ، خداوند می فرماید:دست برادر دینی ات را بگیر و وارد بهشت شوید!آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:پرهیزکار باشید و مابین خودتان را اصلاح کنید!

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × سه =

Watch Dragon ball super