رسول خدا صلي الله عليه و آله شبي در خانه همسرشان امّ سلمه بود. نيمه شب از خواب برخاست و در گوشه تاريکي مشغول دعا و گريه زاري شد.امّ سلمه که جاي رسول خدا صلي الله عليه و آله را در رختخوابش ‍ خالي ديد،

گریه پیامبر صلی الله علیه و آله !

گریه پیامبر صلی الله علیه و آله !Reviewed by مرتضی سرمدیان on Oct 30Rating:

حرکت کرد تا ایشان را بیابد. متوجه شد رسول اکرم صلی الله علیه و آله در گوشه خانه ، جای تاریکی ایستاده و دست به سوی آسمان بلند کرده اند. در حال گریه می فرمود:خدایا! آن نعمت هایی که به من مرحمت نموده ای از من نگیر!مرا مورد شماتت دشمنان قرار مده و حاسدانم را بر من مسلط مگردان !خدایا! مرا به سوی آن بدیها و مکروههایی که از آنها نجاتم داده ای برنگردان !خدایا! مرا هیچ وقت و هیچ آنی به خودم وامگذار و خودت مرا از همه چیز و از هر گونه آفتی نگهدار!در این هنگام ، امّ سلمه در حالی که به شدت می گریست به جای خود برگشت . پیامبر صلی الله علیه و آله که صدای گریه ایشان را شنیدند به طرف وی رفتند و علت گریه را جویا شدند.امّ سلمه گفت :- یا رسول الله ! گریه شما مرا گریان نموده است ، چرا می گریید؟ وقتی شما با آن مقام و منزلت که نزد خدا دارید، این گونه از خدا می ترسید و از خدا می خواهید لحظه ای حتی به اندازه یک چشم به هم زدن به خودتان وانگذارد، پس وای بر احوال ما!رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:- چگونه نترسم و چطور گریه نکنم و از عاقبت خود هراسان نباشم و به خودم و به مقام و منزلتم خاطر جمع باشم ، در حالی که حضرت یونس ‍ علیه السلام را(۳) خداوند لحظه ای به خود واگذاشت و آمد بر سرش آنچه نمی بایست !

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − هفت =

Watch Dragon ball super