توانگر بخیل

توانگر بخیلReviewed by مرتضی سرمدیان on Oct 11Rating:

ثروتمندى بخیل ، داراى یک پسر بیمار و رنجور بود، خیرخواهان به او گفتند: مصلحت آن است که براى شفاى پسرت ، ختم قرآن کنى ( یکبار قرآن را از آغاز، پایان بخوانى ) با قربانى کنى ، و با ذبح گوسفند و یا شتر، گوشت آنها را صدقه بدهى .

ثروتمند بخیل ، اندکى در فکر فرو رفت و سپس سر برداشت و گفت : ((ختم قرآن ترک شده که در دسترس ما است ، بهتر از قربانى از گله اى است که در محل دور است . ))

صاحبدلى سخن او را شنید و گفت : ((او از این رو ختم قرآن را برگزید که قرائت آن کار زبان است و زحمت و هزینه اى ندارد، ولى زر (طلا) به جان بسته است ، و دل برداشتن از آن ، دشوار خواهد بود.))

دریغا گردن طاعت نهادن

گرش همره نبودى دست دادن

به دینارى چو خر در گل بمانند

ورالحمدى بخوانى ، صد بخوانند

درباره مرتضی سرمدیان

پیشنهاد میکنیم

داستان شوخی در دوستی

داستان شوخی در دوستیReviewed by پرچم های سیاه شرق on Mar 14Rating: ۵.۰ داستان شوخی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 2 =

Watch Dragon ball super