پاسخ مادر دلسوخته به پسر جوانش

پاسخ مادر دلسوخته به پسر جوانشReviewed by مرتضی سرمدیان on Oct 10Rating:

یک روز از روى جهل جوانى بر سر مادرم فریاد کشیدم ، خاطرش آزرده شد و در کنجى نشست و در حال گریه گفت : ((مگر خردسالى خود را فراموش ‍ کردى که درشتى مى کنى ؟!))

چو خوش گفت : زالى به فرزند خویش

چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن

گر از خردیت یاد آمدى

که بیچاره بودى در آغوش من

نکردى در این روز بر من جفا

که تو شیر مردى و من پیرزن

درباره مرتضی سرمدیان

پیشنهاد میکنیم

داستان شوخی در دوستی

داستان شوخی در دوستیReviewed by پرچم های سیاه شرق on Mar 14Rating: ۵.۰ داستان شوخی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − 2 =

zoland

Watch Dragon ball super