پیشدستى آرام رونده بر شتابزده

پیشدستى آرام رونده بر شتابزدهReviewed by مرتضی سرمدیان on Oct 10Rating:

یک روز در سفرى بر اثر غرور جوانى ، شتابان و تند راه روى کردم ، و شبانگاه خود به پاى کوه بلندى پشته رسیدم ، خسته و کوفته شده بود و دیگر پاهایم نیروى راهپیمایى نداشت ، از پشت سر کاروان ، پیرمردى ناتوان ، آرام آرام مى آمد، به من رسید و گفت : ((براى چه نشسته اى ؟ برخیز و حرکت کن که اینجا جاى خوابیدن نیست .))

گفتم : چگونه راه روم که پایم را یاراى حرکت نیست .

گفت : مگر نشنیده اى که صاحبدلان مى گویند: رفتن و نشستن (با آرامش و کم کم ره سپرده ) بهتر از دویدن و خسته شدن و درمانده گشتن ؟ ))

این که مشتاق منزلى ، مشتاب

پند من کار بند و صبر آموز

اسب تازى دوتگ رود به شتاب

اشتر آهسته مى رود شب و روز

درباره مرتضی سرمدیان

پیشنهاد میکنیم

داستان شوخی در دوستی

داستان شوخی در دوستیReviewed by پرچم های سیاه شرق on Mar 14Rating: ۵.۰ داستان شوخی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + یازده =

Watch Dragon ball super