شخصى يکى از دوستانش را سالها نديده بود، تا اينکه از قضاى روزگار او را ديد و از او پرسيد: ((کجا هستى که مشتاق ديدارت هستم ؟))

دوست در پاسخ گفت : (( مشتاقى و آروزى ديدار، بر اثر فراق ، بهتر از بيزارى و دلتنگى بر اثر ملاقات بسيار است ؟))

یار بى اغیار

یار بى اغیارReviewed by مرتضی سرمدیان on Oct 8Rating:

دیر آمدى اى نگار سرمست

زودت ندهیم دامن از دست

معشوقه که دیر دیر بینند

آخر کم از آنکه سیر بینند؟

زیباروى محبوب ، اگر همراه دوستان بیاید جفا و بى مهرى کرده است ، چرا که دیدار یار همراه دوستان ، بدون رشک و رقابت بین رقیبان نخواهد بود.

به یک نفس که برآمیخت یار با اغیار

بسى نماند که غیرت ، وجود من بکشد

به خنده گفت که من شمع جمعم اى سعدى

مرا از آن چه که پروانه خویشتن بکشد؟

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − یازده =

Watch Dragon ball super