استقبال از یار عزیز

استقبال از یار عزیزReviewed by مرتضی سرمدیان on Oct 8Rating:

به یاد دارم یک شب یارى عزیز به خانه ام آمد، با دیدارش به گونه اى به استقبال جستم که آستینم به شعله چراغ رسید و آن را خاموش کرد:

سرى طیف من یجلو بطلعته الدجى

شگفت آمد از بختم که این دولت از کجا؟

او نشست و مرا مورد سرزنش قرار داد که چرا مرا دیدى ، و چراغ را خاموش ‍ نمودى ؟ گفتم بخاطر دو علت : ۱ – گمان کردم خورشید وارد شد ۲ – این اشعار بخاطرم آمد.

چون گرانى به پیش شمع آید

خیزش اندر میان جمع بکش

ور شکر خنده اى است شیرین لب

آستینش بگیر و شمع بکش

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 3 =

Watch Dragon ball super