يکى از بزرگمردان غلامى زيباروى داشت که در زيبايى يگانه بود، براساس ‍ دوستى و ديندارى ، به او علاقمند بود، آن بزرگمرد به يکى از دوستانش ‍ گفت : ((حيف از اين غلام زيبا، که با آن همه زيبايى زبان درازى و بى ادبى مى کند.))

رفع رسم آقایى و نوکرى با آمدن عشق و عاشقى

رفع رسم آقایى و نوکرى با آمدن عشق و عاشقىReviewed by مرتضی سرمدیان on Oct 7Rating:

دوستش گفت : ((اى برادر! وقتى که پیوند دوستى و عشق با او قرار ساختى ، از او انتظار خدمت نداشته باش ، زیرا وقتى که رابطه عاشق و معشوقى به میان آمد، رابطه مالک و مملوک (آقایى و نوکرى ) برداشته خواهد شد.

خواجه با بنده پرى رخسار

چون درآمد به بازى و خنده

نه عجب کو چو خواجه حکم کند

وین کشد بار ناز چون بنده

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + ده =

Watch Dragon ball super