آدم نما، نه آدم

آدم نما، نه آدمReviewed by مرتضی سرمدیان on Oct 2Rating:

نادانى را دیدم که بدنى چاق و تنومند داشت ، لباس فاخر و گرانبها پوشیده بود و بر اسبى عربى سوار شده ، و دستارى از پارچه نازک مصرى بر سر داشت ، شخصى گفت : ((اى سعدى ! این ابریشم رنگارنگ را بر تن این جانور نادان چگونه یافتى ؟ ))

گفتم : خرى که همشکل آدم شده ، گوساله پیکرى که او را صداى گاو است . یک چهره زیبا بهتر از هزار لباس دیبا است .

به آدمى نتوان گفت ماند این حیوان

مگر دراعه و دستار و نقش بیرونش

بگرد در همه اسباب و ملک و هستى او

که هیچ چیز نبینى حلال جز خونش

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 2 =

Watch Dragon ball super