پایگاه پرچم های سیاه | آخرین اخبار ایران و جهان / مناسبت ها / دیدگاه امام صادق(علیه‎السلام) به قیام زیدبن علی
بقیع

زید فرزند على(امام چهارم شیعیان) از بزرگان و رجال با فضیلت و عالى‎قدر خاندان نبوت و مردى دانشمند، زاهد و دلیر بود.  چنان كه از جهت علمى به او لقب عالم آل محمد و فقیه اهل بیت داده‎اند.  همچنین به خاطر كثرت انس او با قرآن به "حلیف القرآن" مشهور شد  و چون اوقات زیادى را در مسجد به عبادت و راز و نیاز مى‎پرداخت از او به عنوان ستونى از ستون‎هاى مسجد یاد

مى‎كردند. 

دیدگاه امام صادق(علیه‎السلام) به قیام زیدبن علی

دیدگاه امام صادق(علیه‎السلام) به قیام زیدبن علیReviewed by مرتضی سرمدیان on Oct 14Rating:

داستان شهادت او نیز همانند داستان شهادت پدران بزرگوارش مى‎باشد یعنى او نیز از بى وفایى و پیمان‎شکنى مردم کوفه در امان نماند بدینگونه که در ابتدا ۲۵ هزار نفر با او بیعت کردند اما در جنگى که میان زید و یوسف بن عمر ثقفى(استاندار عراق) – که از طرف هشام بن عبدالملک خلیفه اموى منصوب شده بود ـ در گرفت تعداد کمى از این افراد به یارى زید شتافتند در همین جنگ بود که تیرى به پیشانى زید برخورد نمود و در آن فرو رفت و سرانجام زید به شهادت رسید.

قیام زید در سال ۱۲۲ هجرى قمرى به وقوع پیوست. دقت در چندین روایت که از ائمه معصومین (علیهم‎السلام) نقل شده مطیع و معتقد بودن زید به اصل امامت را براى ما ثابت مى‎کند. مانند روایتى که از او نقل شده که مى‎گفت: جعفر امام ما؛ در حلال و حرام است.[۷] و نیز او مى‎گفت: در هر زمانى یک نفر از ما اهل بیت حجت خدا است و حجت زمان ما برادرزاده‎ام، جعفر بن محمد است. هر کس از او پیروى کند گمراه نمى‎شود و هر کس با او مخالفت ورزد هدایت نمى‎یابد. و نیز روایات دیگرى که این امر را براى ما روشن مى‎سازد.

حال که اطاعت و فرمانبردارى زید از مقام امامت براى ما ثابت گشت باید به این نکته ظریف توجه کرد که مطمئنا زید از امام عصر خود اجازه قیام را گرفته و آن حضرت نیز موافقت نموده‎اند زیرا اگر غیر از این مى‎بود (امام از قیام او راضى نبود) زید هرگز دست به قیام نمى‎زد.

امام صادق(علیه‎السلام) در روایت دیگرى چنین مى‎فرماید: خدا عمویم زید را رحمت کند هرگاه پیروز مى‎شد(به قرار خود) وفا مى‎کرد. عمویم زید مردم را به رهبرى شخص برگزیده‎اى از آل محمد دعوت مى‎کرد و آن شخص منم.

امرى که گفته ما را تأیید مى‎کند روایات بسیارى هست که رضایت ائمه اطهار را از قیام زید حکایت مى‎کند و این که برخى مى‎گویند قیام زید بدون اذن امام صورت گرفته، گفته‎اى نادرست و بى اساس است زیرا دقت در گفته‎ها و احادیثى که براى اثبات حرف خود به آن تمسک مى‎جویند ضعیف بودن متن یا سند اینگونه روایات را به ما نشان مى‎دهد.

اولین روایتى که رضایت امام صادق(علیه‎السلام) را از قیام زید براى ما روشن مى‎سازد این روایت است که امام رضا(علیه‎السلام) از پدر بزرگوارشان امام کاظم(علیه‎السلام) و ایشان نیز از پدر بزرگوارشان امام جعفر صادق(علیه‎السلام) نقل مى‎کنند که آن حضرت مى‎فرمود: «زید براى قیامش با من مشورت کرد» و موقعى که زید از حضور امام صادق(علیه‎السلام) بیرون رفت امام فرمود: واى به حال کسى که نداى او را بشنود و به یارى او نشتابد.

روایت دیگرى از امام صادق(علیه‎السلام) نقل شده که آن حضرت در گفتگو با یکى از یاران زید که در رکاب او شش تن از سپاه امویان را کشته بود فرمود: خداوند مرا در این خون‎ها شریک گرداند به خدا سوگند عمویم زید روش على و یارانش را در پیش گرفت. امام صادق(علیه‎السلام) در روایت دیگرى چنین مى‎فرماید: خدا عمویم زید را رحمت کند هرگاه پیروز مى‎شد(به قرار خود) وفا مى‎کرد. عمویم زید مردم را به رهبرى شخص برگزیده‎اى از آل محمد دعوت مى‎کرد و آن شخص منم.

در روایتى دیگر آن حضرت چنین فرموده‎اند: «خدا او(زید) را رحمت کند مرد مومن و عارف و عالم و راستگویى بود. اگر پیروز مى‎شد به عهد خود وفا مى‎کرد و اگر قدرت و حکومت را به دست مى‎آورد، مى‎دانست آن را به چه کسى بسپارد.

همچنین از آن حضرت نقل شده هنگامى که فردى شعرى در مذمت زید بن على گفته بود و حضرت آن را شنید او را نفرین کرد.

در نقل دیگرى آمده است که حضرت چنین فرمود: «ستایش کنندگان از زید در بهشتند و شماتت کنندگان شریک خون او.

در روایت دیگرى آن حضرت در برابر کسانى از شیعیان که از زید تبرى مى‎جستند او را تأیید فرموده است.

در روایتى دیگر که کلینى در کافى به نقل از آن حضرت آورده است آن حضرت چنین فرموده است: «نگویید که زید خروج کرد زیرا زید عالم و راستگو بود و شما را به امامت خویش دعوت نمى‎کرد بلکه به سوى رضاى آل محمد(صلّی الله علیه و آله) مى‎خواند و چنانچه غالب مى‎شد، حق را به صاحب حق مى‎داد جز این نبود که علیه حاکم جائرى که اسباب قدرتش فراهم شده بود و ظلم مى‎کرد قیام نمود تا قدرتش را در هم شکند.

نگویید که زید خروج کرد زیرا زید عالم و راستگو بود و شما را به امامت خویش دعوت نمى‎کرد بلکه به سوى رضاى آل محمد(صلی الله علیه و آله) مى‎خواند و چنانچه غالب مى‎شد، حق را به صاحب حق مى‎داد جز این نبود که علیه حاکم جائرى که اسباب قدرتش فراهم شده بود و ظلم مى‎کرد قیام نمود تا قدرتش را در هم شکند.

خبر شهادت زید و یارانش در مدینه اثرى عمیق و ناگوار داشت و بیش از همه امام صادق(علیه‎السلام) از این واقعه متاثر بود. پس از شهادت زید چنان غم و غصه امام صادق(علیه‎السلام) را فرا گرفته بود که هرگاه نام کوفه و زید به میان مى‎آمد، بى اختیار اشک از چشمان حضرت سرازیر مى‎شد و با جمله‎هاى جانسوز و تکان دهنده توأم با تکریم و احترام عمیق نسبت به عموى شهید خود و یاران فداکار وى، خاطره شهادت او را گرامى مى‎داشت.

یکى از دوستان امام ششم نقل مى‎کند زمانى که من به محضر آن حضرت رسیدم و به ایشان گفتم که از کوفه مى‎آیم، آن حضرت به محض شنیدن نام کوفه به شدت گریه کرد به طورى که صورت مبارکش از اشک خیس شد. وقتى که من دلیل این گریه شدید را از آن حضرت سئوال کردم، امام فرمود: به یاد عمویم زید و آنچه بر سر او آوردند افتادم و گریه‎ام گرفت. پرسیدم: چه چیزى از او به یاد شما آمد؟ فرمود: قتل و شهادت او. آنگاه امام چگونگى شهادت زید را براى آن فرد شرح داد.

شخصى دیگر به نام فضیل مى‎گوید: پس از شهادت زید، خدمت امام صادق(علیه‎السلام) رسیدم. حضرت گریه کرد و فرمود: «خدا زید را رحمت کند او عالمى درستکار بود.»

قیام زید حتى مورد تأیید سایر ائمه نیز بوده است. امیر مومنان على(علیه‎السلام)در ضمن خطبه‎اى از قیام زید خبر داد و فرمود: در این موقع مردى از خاندان ما قیام مى‎کند. وى را کمک کنید چون مردم را به سوى حق دعوت مى‎کند.

امام باقر(علیه‎السلام) نیز قیام زید را مورد تأیید قرار داده چنین فرمود: برادرم زید بن على قیام مى‎کند و کشته مى‎شود او بر حق است واى به حال کسى که او را یارى نکند واى بر کسى که با او بجنگد و واى بر کسى که او را بکشد.

امام رضا(علیه‎السلام) درباره قیام زید چنین فرمود: «زید از علماى آل محمد(صلّی الله علیه و آله) بود: به خاطر خدا غضب نمود و با دشمنان خدا جهاد کرد تا به شهادت رسید.

این دسته از روایات و روایات دیگرى رضایت امام صادق(علیه‎السلام) و ائمه دیگر را از قیام زید نشان مى‎دهد. ولى ظاهرا دلیل اصلى عدم تصریح امام به موافقت با قیام زید این بوده که مساله خروج زید مى‎بایست با رعایت احتیاط کامل صورت گیرد و ممکن بود مداخله امام و موافقت صریح او با قیام زید به گوش دشمن برسد و مشکلاتى بر سر قیام زید پیش آید.

البته روایات دیگرى نیز که با مضمون این روایات تعارض دارد نقل شده است. مانند این روایت که از امام صادق(علیه‎السلام) نقل شده که آن حضرت چنین فرموده‎اند: زید دروغ مى‎گوید، او آن چه مى‎گوید نیست اگر قیام کند کشته مى‎شود قبل از این که قائم این امت که وى فرزند بهترین کنیزان است قیام کند.

و روایاتى دیگر که در ذم و نکوهش زید و قیام او منسوب به امام جعفر صادق(علیه‎السلام) وارد شده است.

بنابراین مى‎توان گفت که حضرت امام صادق(علیه‎السلام) با قیام زید از آن جهت که قیامى بر ضد ستمگرى انجام گرفته موافق بوده است ولى اختلافاتى در این که خواسته زید، امامت سیاسى بر مردم بوده است (با توجه به این که امامت علمى امام را قبول داشته) و یا این که بدون اذن صریح آن حضرت دست به این قیام زده باشد وجود دارد.


برگرفته از منابع ذیل:

۱. نورالله علیدوست، «پرتوى از زندگانى امام صادق(علیه‎السلام)»، چاپ دوم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران ـ ۱۳۷۷.

۲. رسول جعفریان، «حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه»، چاپ چهارم، انتشارات انصاریان، قم ـ ۱۳۸۰.

۳. ابوعلى فضل بن حسن طبرسى، «اعلام الورى باعلام الهدى»، انتشارات دارالکتب، تهران ۱۳۹۰ هـ. ق.

۴. اسد حیدر، «الامام الصادق و المذاهب الاربعه»، انتشارات مکتبه الامام امیرالمومنین، اصفهان.

۵. محمدبن یعقوب کلینى، «الکافى»، تحقیق، على اکبر غفارى، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، تهران ـ ۱۳۸۸ هـ. ق.

۶. محمدبن محمدبن النعمان الشیخ المفید، «الارشاد فى معرفه حجج الله على العباد»، انتشارات بصیرتى، قم ـ ۱۴۱۳ هـ. ق.

۷. محمدباقر مجلسى، «بحارالانوار»، انتشارات موسسه الوفا، بیروت، ۱۴۰۳، هـ. ق.

۸. کاظم ارفع، «سیره عملى اهل بیت»، چاپ اول، انتشارات فیض کاشانى، تهران ـ ۱۳۷۹.

۹. محمد محمدى اشتهاردى، «سیره چهارده معصوم»، چاپ دوم، نشر مطهر، تهران ـ ۱۳۷۷.

۱۰. مهدى پیشوایى، «سیره پیشوایان»، چاپ یازدهم، انتشارات مؤسسه امام صادق(علیه‎السلام)، قم- ۱۳۷۹.

۱۱. عباس قمى، «منتهى الامال»، جلد دوم، چاپ سیزدهم، انتشارات هجرت، قم ـ ۱۳۷۸.

۱۲. ابومحمد حسن بن موسى النوبختى، «فرق الشیعه»، انتشارات المکتبه المرتضویه، نجف ـ ۱۳۵۵ هـ. ق.

۱۳. على بن عیسى بن ابى الفتح الاربلى، «کشف الغمّه فى معرفه الائمه»، انتشارات دارالمکتب الاسلامیه، بیروت.

۱۴. السید محسن الامام الامین، «اعیان الشیعه»، انتشارات دارالتعاریف للمطبوعات، بیروت ۱۴۰۳ هـ.ق.

۱۵. على بن محمد بن احمد المالکى، «الفصول المهمه فى معرفه الاحوال الائمه(علیهم‎السلام)»، انتشارات دارالقلب التجاریه، نجف.

۱۶. مومن بن حسن الشبلنجى، «نورالابصار فى مناقب آل بیت النبى المختار»، انتشارات دارالکتب العلمیه، بیروت.

۱۷. محمد جواد فضل الله، «الامام الصادق»، انتشارات دارالزهرا، بیروت – ۱۴۰۱ هـ.ق.

۱۸. محمد بن علی بن طباطباالمعروف بابن طقطقی، «الفخرى»، انتشارات دارصادر، بیروت.

۱۹. ابن انبه، «عمده الطالب فی انساب آل ابى طالب»، انتشارات مکتبه الحیدریه، نجف، ۱۳۸۰ هـ.ق.

۲۰. سید على خان، «ریاض السالکین فى شرح صحیفه سیدالساجدین»، انتشارات موسسه آل البیت، قم.

۲۱. ابوالفرج اصفهانى، «ترجمه مقاتل الطالبیین»، مترجم سید هاشم رسولى محلاتى، چاپ دوم، انتشارات صدوق، تهران .

۲۲. هاشم معروف الحسنى، «جنبش‎هاى شیعى در تاریخ اسلام»، مترجم: سید محمد صادق عارف، چاپ اول، انتشارات آستان قدس رضوى، مشهد، ۱۳۷۱.

۲۳. احمد بن محمد بن خالد برقى، «المحاسن»، تصحیح: محدث ارموى، تهران، ۱۳۷۰.

۲۴. باقر شریف قریشى، «حیاه الامام الباقر»، نجف. ابوالعباس النجاشى؛ «رجال النجاشى»، تصحیح: آیت الله زنجانى، انتشارات موسسه النشر الاسلامى، قم.

۲۶. حسین کریمیان، «سیره و قیام زید بن على»، انتشارات علمى و فرهنگى، تهران ، ۱۳۶۰.

۲۷. محمد بن حسن شیخ طوسى، «اختیار معرفه الرجال معروف به رجال الکشى»، تصحیح: مصطفوى، انتشارات دانشگاه، مشهد.

۲۸. شیخ صدوق: «الامالى»، انتشارات اعلمى، بیروت، ۱۹۸۰ میلادى.

۲۹. الشیخ محمد تقى التسترى، «قاموس الرجال»، انتشارات مرکز نشر الکتاب، تهران، ۱۳۹۷ هـ.ق.

۳۰. محمدبن على بن الحسین بن بابویه الشیخ صدوق، «عیون اخبار الرضا»، انتشارات اعلمى، تهران.

۳۱. سید ابوفاضل اردکانى، «شخصیت و قیام زیدبن على»، انتشارات علمى و فرهنگى، تهران ـ ۱۳۶۱.

احمد تقى زاده

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

درباره مرتضی سرمدیان

پیشنهاد میکنیم

حجاب از دیدگاه دکتر شریعتی

حجاب از دیدگاه دکتر شریعتیReviewed by مدیریت پرچم های سیاه شرق on Dec 11Rating: “زمانی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 7 =

Watch Dragon ball super