نگاه به زیردست و شکرانه خدا

نگاه به زیردست و شکرانه خداReviewed by مرتضی سرمدیان on Oct 2Rating:

هرگز از سختى و رنجهاى زمان ننالیده بودم ، و در برابر گردش دوران ، چهره در هم نکشیده بودم ، جز آن هنگام که کفشهایم پاره شد، و توان مالى نداشتم که براى خود کفشى تهیه کنم . با همین وضع با کمال دلتنگى به مسجد جامع کوفه رفتم ، دیدم که پاهاى یک نفر قطع شده و پا ندارد، گفتم : اگر من کفش ندارم ، او پا ندارد، از این بو بر نداشتن کفش صبر کردم .

مرغ بریان به چشم مردم سیر

کمتر از برگ تره بر خوان است

و آنکه را دستگاه و قوت نیست

شلغم پخته مرغ بریان است

(آرى هر کس باید در امور مادى به زیر دست نگاه کند، تا آنچه را دارد، قدر بشناسد و شکر بسیار بنماید.)

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − یک =

Watch Dragon ball super