حضرت موسى عليه السلام را ديد که از شدت تهيدستى ، برهنه روى ريگ بيابان خوابيده است ، چون نزديک آمد، او عرض کرد: ((اى موسى ! دعا کن تا خداوند متعال معاش اندکى به من بدهد که از بى تابى ، جانم به لب رسيده است . ))

مور همان به که نباشد پرش

مور همان به که نباشد پرشReviewed by مرتضی سرمدیان on Sep 30Rating:

موسى علیه السلام براى او دعا کرد و از آنجا (براى مناجات به طرف کوه طور)رفت .

پس از چند روز، موسى علیه السلام از همان مسیر باز مى گشت که دید همان فقیر را دستگیر کرده اند و جمعیتى بسیار در گردش اجتماع نموده اند، پرسید: ((چه حادثه اى رخ داده است ؟ ))

حاضران گفتند: این مرد شراب خورده و عربده و جنگجویى نموده و شخصى را کشته است ، اکنون او را دستگیر کرده اند تا به عنوان قصاص ، اعدام کنند، لطیفه گوها، مناسب این حال گفته اند:

گربه مسکین اگر پر داشتى

تخم گنجشک از جهان برداشتى

عاجز باشد که دست قوت یابد

برخیزد و دست عاجزان برتابد

خداوند در قرآن مى فرماید:

و لو بسط الله الرزق لعباده لبعوا فى الارض :

و اگر خداوند رزق را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم مى کنند.

موسى علیه السلام به حکم الهى اقرار کرد، و از جسارت خود استغفار و توبه نمود.

بنده چو جاه آمد و سیم و زرش

سیلى خواهد به ضرورت سرش

آن نشنیدى که فلاطون چه گفت

مور همان به که نباشد پرش ؟

پدر عسل فراوان دارد، ولى عسل براى پسرش که گرم مزاج است ، سازگار نیست .

آن کس که توانگرت نمى گرداند

او مصلحت تو از تو بهتر داند

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + 12 =

Watch Dragon ball super