در شهر بندرى اسکندريه مصر، بر اثر خشکسالى شديد آن چنان آذوقه و خوراک کم شد که گويى درهاى آسمان بسته شده ، و فرياد اهل زمين به آسمان پيوسته بود، پارسايان تهيدست در سخت ترين خطر قرار گرفتند.

پرهیز از رفتن به نزد نامرد

پرهیز از رفتن به نزد نامردReviewed by مرتضی سرمدیان on Sep 30Rating:

نماند جانورى از وحش و طیر و ماهى و مور

که بر فلک نشد از بى مرادى افغانش

عجب که دو دل خلق جمع مى نشود

که ابر گردد و سیلاب دیده بارانش

در چنین سالى دور از جان دوستان ، یک نفر نامرد، که سخن از وضع او بخصوص در محضر بزرگان ، بر خلاف ادب است ، و از سوى دیگر ناگفته گذاشتن آن نیز شایسته نیست ، که گروهى آن را حمل بر خمودى گوینده مى کنند، از این رو در مورد آن نامرد به دو شعر اکتفا مى کنیم که همین اندک ، دلیل بسیار، و کشت نمونه خروار است .

اگر تتر بکشد این مهنث را

تترى را دگر نباید کشت

چند باشد چو جسر بغدادش

آب در زیر و آدمى در پشت

چنین شخصى که به پاره اى از زندگى او آگاه شدى ، در این سال قحطى ، ثروت بسیار داشت ، و به تهیدستان پول مى داد، و براى مسافران ، سفره غذا فراهم کرده و مى گسترانید.

در این میان گروهى از پارسایان که بر اثر شدت تهیدستى و ناچارى به ستوه آمده بودند، تصمیم گرفتند تا کنار سفره او بروند، در این مورد براى مشورت نزد من آمدند، من با تصمیم آنها موافقت نکردم و گفتم .

نخورد شیر نیم خورده سگ

ور بمیر به سختى اندر غار

تن به بیچارگى و گرسنگى

بنه و دست پیش سفله مدار

گر فریدون شود به نعمت و ملک

بى هنر را به هیچ کس مشمار

پرنیان و نسیج ، بر نااهل

لاجورد و طلاست بر دیوار

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − چهار =

Watch Dragon ball super