يکى از علما، عيالوار بود و از اين رو خرج بسيار داشت ، ولى درآمدش ‍ اندک بود، ماجرا را به يکى از بزرگان ثروتمند که ارادت بسيار به آن عالم داشت ، بيان کرد، آن ثروتمند بزرگ ، چهره در هم کشيد، و از سؤ ال آن عالم خوشش نيامد.

نتیجه شوم ، دست سوال بسوى ثروتمند

نتیجه شوم ، دست سوال بسوى ثروتمندReviewed by مرتضی سرمدیان on Sep 30Rating:

ز بخت روى ترش کرده پیش یار عزیز

مرو که عیش بر او نیز تلخ گردانى

به حاجتى که روى تازه روى و خندان رو

فرو نبندد کار گشاده پیشانى

آن ثروتمند بزرگ ، کمى بر جیره اى که به عالم مى داد افزود، ولى از اخلاص ‍ او به آن عالم بسیار کاسته شد، پس از چند روز، وقتى که عالم آن محبت قبلى را از آن ثروتمند ندید، گفت :

نانم افزود آبرویم کاست

بینوایى به از مذلت خواست

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 5 =

Watch Dragon ball super