جوانمردى در جنگ با سپاه تاتار (در زمينى از ترکمنستان ) به زخمى شديد مبتلا شد، شخصى به او گفت : ((فلان بازرگان ، نوشداروى شفابخش دارد، اگر از او اين دارو را بخواهى ، از دادن آن دارو، مضايقه نمى نمايد.))

دورى از دراز کردن دست سؤ ال به سوى فقیر

دورى از دراز کردن دست سؤ ال به سوى فقیرReviewed by مرتضی سرمدیان on Sep 30Rating:

نظر به اینکه آن بازرگان بخل معروف بود بطورى که :

گر بجاى نانش اندر سفره بودى آفتاب

تا قیامت روز روشن ، کس ندیدى در جهان

جوانمرد گفت : اگر من آن نوشدارو را از آن بازرگان بخواهم ، چند صورت دارد، یا مى دهد، یا نمى دهد، و اگر داد، یا در فروختن دارو منفعت کند و یا منفعت نکند، به هر حال (یا آنهمه احتمال )نوشداروى او که بخیل است ، زهر کشنده خواهد بود:

هرچه از دو نان به منت خواستى

در تن افزودى و از جان کاستى

حکیمان فرزانه گفته اند: اگر آب حیات (زندگى جاودان ) را به بهاى آبرو و شرف بدهند، حکیم آن را نخرد، چرا که بیمارى مرگ از زندگى ذلیلانه ، خوشتر است .

اگر حنظل خورى از دست خوشخو

به از شیرینى از دست ترشروى

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 3 =

Watch Dragon ball super