در يکى از سفرهاى مکه ، گروهى از جوانان باصفا و پاکدل ، همدم و همراه من بودند و زمزمه عارفانه مى نمودند و شعرى مناسب اهل تحقيق مى خواندند و با حضور قلبى خاص به عبادت مى پرداختند.

اعتراض به عابد بى خبر از عشق

اعتراض به عابد بى خبر از عشقReviewed by مرتضی سرمدیان on Sep 29Rating:

در مسیر راه ، عابدى خشک دل با ما همراه شد. چنین حالتى عرفانى را نمى پسندید و چون از سوز دل آن جوانان شوریده بى خبر بود، روش آنها را تخطئه مى نمود. به همین ترتیب حرکت مى کردیم تا به منزلگاه منسوب به ((بنى هلال )) رسیدیم . در آنجا کودکى سیاه چهره از نسل عرب به پیش ‍ آمد و آنچنان آواز گیرا خوان که کشش آواز او پرنده هوا را فرود آورد. شتر عابد به رقص در آمد، به طورى که عابد را بر زمین افکند و دیوانه وار سر به بیابان نهاد.

به عابد گفتم : اى عابد پیر! دیدى که سروش دلنشین در حیوان این گونه اثر کرد، ولى تو همچنان بى تفاوت هستى (و تحت تاثیر سروشهاى معنوى قرار نمى گیرى و همچون پارسایان باصفا دل به خدا نمى دهى و عشق و صفا نمى یابى .)

دانى چه گفت مرا آن بلبل سحرى

تو خرد چه آدمییى کز عشق بى خبرى

اشترى به شعر عرب در حالتست و طرب

گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانورى

به ذکرش هر چه بینى در خروش است

دلى داند در این معنى که گوش است

نه بلبل بر گلش تسبیح خوانى است

که هر خارى به تسبیحش زبانى است

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − چهار =

Watch Dragon ball super