لطف و کرم الهى باعث شد که گم گشته و گمراه شده اى در پرتو چراغ توفيق به راه راست هدايت شد و به مجلس حق پرستان راه يافت و به برکت وجود پارسايان پاک نهاد و باصفا، صفات زشت اخلاقى او به ارزشهاى عالى اخلاقى تبديل گرديد و دست از هوا و هوس کوتاه نمود، ولى عيبجوها در غياب او همچنان بد مى گفتند و اظهار مى کردند که فلانى به همان حال سابق است ، نمى توان به زهد و اطاعت او اعتماد کرد.

گله از عیبجویى مردم

گله از عیبجویى مردمReviewed by مرتضی سرمدیان on Sep 29Rating:

به عذر و توبه توان رستن از عذاب خداى

ولیک مى نتوان از زبان مردم رست

او طاقت زخم زبان مردم نیاورد و نزد یکى از فرزانگان علیقدر رفت و از زبان دراز و بدگویى مردم گله کرد.

آن فرزانه عالیقدر به او گفت : ((شکر این نعمت چگونه مى گزارى که تو بهتر از آن هستى که مردم مى پندارند.))

چند گویى که بداندیش و حسود

عیب جویان من مسکینند؟

که به خون ریختنم برخیزند

گه به بد خواستنم بنشینند

نیک باشى و بدت گوید خلق

به که بد باشى و نیکت بینند

لکن در مورد خودم همه مردم کمال حسن ظن را نسبت به من دارند و بنده سراپا تقصیر مى باشم . سزاوار است که من بیندیشم و اندوهگین شوم ، تو چرا؟

در بسته به روى خود ز مردم

تا عیب نگسترند ما را

در بسته چه سود و عالم الغیب

داناى نهان و آشکارا

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − نه =

Watch Dragon ball super