پرهیز از ستیز با نااهلان

پرهیز از ستیز با نااهلانReviewed by مرتضی سرمدیان on Sep 20Rating:

(عمرو لیث صفارى دومین پادشاه خاندان صفارى (۲۶۵ – ۲۸۷ ه ق ) برادر یعقوب لیث ، غلامانى داشت ) یکى از غلامانش فرار کرده بود، چند نفر به دنبال او رفتند و او را گرفته ، نزد شاه آوردند. یکى از وزیران شاه که نسبت به آن غلام سابقه سویى داشت ، به شاه گفت : ((این غلام را اعدام کن تا سایر غلامان مانند او فرار نکنند.))


آن غلام با کمال فروتنى به شاه گفت :

هرچه رود بر سرم چون تو پسندى روا است

بنده چه دعوى کند؟ حکم خداوند راست

ولى از آنجا که من پرورده نعمت شما خاندان هستم ، نمى خواهم در قیامت به خاطر ریختن خون من ، گرفتار قصاص گردى ، اجازه بده این وزیر را (که سعى در اعدام من مى کند) بکشم ، آنگاه به خاطر قصاص او، مرا اعدام کن ، تا به حق مرا کشته باشى و در قیامت ، بازخواست نشوى .

شاه از پیشنهاد او، بى اختیار خندید و به وزیر گفت : ((مصلحت چه مى دانى ؟)) وزیر گفت : براى خدا، به عنوان صدقه گور پدرت ، این بیچاره را آزاد کن ، تا بلایى به سر من نیاورد، گناه از من است و سخن حکیمان درست است که گویند:

چو کردى با کلوخ انداز پیکار

سر خود را به نادانى شکستى

چو تیر انداختى بر روى دشمن

چنین دان کاندر آماجش نشستى

 

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − هفت =

Watch Dragon ball super