آخر الزمان
آخر الزمان

تفسیر خطرناک ظریف از حوادث آخر الزمان

تفسیر خطرناک ظریف از حوادث آخر الزمانReviewed by مدیریت پرچم های سیاه شرق on Mar 18Rating:

جنگ آرماگدون یا نسخه صهیونیستی تجزیه منطقه / تفسیر خطرناک ظریف از حوادث آخر الزمان
محمدجواد ظریف در سخنانی در استرالیا نسبت به تغییر مرزها در منطقه و وقوع آرماگدون هشدار داده بود، اما آیا نبرد آخر الزمانی واقعیت دارد؟ آیا ظریف ناخواسته تعبیر صهیونیست مسیحی را بر زبان رانده است؟
به گزارش گروه سیاست خارجی فرهنگ نیوز، وزیرخارجه کشور در اظهار نظری در دانشگاه ملی استرالیا، به تحولات منطقه خاورمیانه اشاره داشته و به کشورهایی که در پی تغییر مرزها و تجزیه کشورهای منطقه هستند هشدار داده و وقوع آن را مقدمه ای برای نبرد آخر الزمانی دانسته و از اصطلاح “آرماگدون”، بهره جسته که در واژه شناسی انگلیسی به معنان همان نبرد نهایی یا آخرالزمان می باشد.

آخر الزمان
آخر الزمان


صهیونیستی کردن ادبیات آخرالزمانی

در حالیکه در ادبیات مذهبی مسلمانان و به ویژه شیعیان ظهور منجی به عنوان یکی از مولفه های اصلی و قطعی در نظر گرفته می شود در آثار دیگر ادیان نیز ظهور روی خواهد داد ولی در این بین ادبیات مربوط به ظهور در میان صهیونیست ها و به ویژه مسیحیان صهیونیست، به گونه ای دیگر تفسیر شده است. در این تفاسیر، نیروهای خیر و شر جابه جا شده اند و مسلمانان به عنوان نیروهای شر در نبرد آخر الزمانی شکست خواهند خورد و عیسی مسیح آنگاه ظهور پیدا می کند. سیاست ها و اقدامات متنوع این دست از مسیحیان در کنار صهیونیست ها، تلاش برای عینیت بخشیدن به تفسیرهای خطرناک خود در جهان است و برای رسیدن به هدف خود دست به هر جنایت و توطئه ای می زنند.

تاسیس کشور صهیونیستی اسرائیل و بیرون راندن مسلمانان، رویای نیل تا  فرات، ساخت سلاح هسته ای و موارد متعدد دیگر، در راستای طرح های آخرالزمانی مسیحیان صهیونیست تعبیر می شوند. حال در زمانی که تروریسم به صورت گسترده مناطق خاورمیانه را در نوردیده و کشورهای اسلامی با تفرقه ها و چنددسته گی های ایجاد شده در خطر تجزیه قرار دارند، وزیر خارجه کشور ناخواسته از تغییر مرزهایی می گوید که مقدمه آرماگدون است، آرماگدونی که در چند دهه اخیر صهیونیست ها و افراطیون مذهبی مسیحی با سرمایه گذاری گسترده ای سعی در تبلیغ و جا انداختن آن در افکار عمومی جهان دارند و یکی از کارویژه های صنایع فیلم سازی هالیوود نیز ترویج تفسیر صهیونیستی از آرماگدون است.

اعتقاد به تحقق بخشیدن مقدمات ظهور مسیح (ع)، با تفاسیر صهیونیستی حتی در میان مقامات آمریکایی نیز به شدت دنبال شده است و بسیاری از آنها تحت تاثیر آن قرار دارند. حمایت های بی چون و چرای آمریکا از رژیم صهیونیستی با وجود انتقادات گسترده از عملکرد این رژیم، جای شکی باقی نمی گذارد که چنین پشتیبانی هایی نمی تواند بدون وجود اعتقاد و تفکری افراطی امکان پذیر باشد. “اد مکاتیر”  که از آن با عنوان پدر خوانده راست مسیحی یاد شده است، در رابطه با حمایت همه‌جانبه از رژیم صهیونیستی  در مصاحبه با شبکه سی بی اس در پاسخ به این سئوال که آیا شما معتقدید خدا سرزمین اسرائیل را به یهودیان داده است؟ می گوید: «من به این موضوع همان قدر اطمینان دارم که به وجود خودم روی این صندلی روبروی شما یقین دارم.» او در پاسخ به سئوال دیگر مجری مبنی بر این که آیا این سرزمین متعلق به آن‌هاست؟ می‌گوید: «مال آن‌هاست. هر دانه‌ شن از بحرالمیت تا رودخانه‌ اردن و تا دریای مدیترانه متعلق به یهودی‌هاست.» او حتی غزه و کرانه باختری را نیز، از آن یهودیان می‌شمارد.(۱)
باید توجه داشت که ریشه‌های چنین تفکری به اعتقادات تقدیرگرایانه این افراد برمی‌گردد. «اهمیت پیش‌گویی نقش اسرائیل در روزهای پایانی، در جهان‌بینی تقدیرگرایان به حدی از اهمیت برخوردار است که برخی از حمایت نظامی به نفع اسرائیل به منظور تسریع در زمان پیشگویی ها و تسریع در وقوع آرماگدون در خاورمیانه دفاع می‌کنند.» (۲)

“جِین هانتر” در کتاب خویش با اشاره به سخنان “پت رابتسون” از دیگر رهبران راست مسیحی در آمریکا، اعتقاد به آرماگدون را در نزد او این چنین توضیح می‌دهد: «پت، وتوی دولت ریگان به قطعنامه شورای امنیت در محکومیت حمله به لبنان را با سخنان نامفهوم به اعتقاد بنیادگرایان خرافاتی که اسرائیل محل نبرد نهایی آرماگدون است، ربط داد و گفت: “اسرائیل فتیله را روشن ساخته است، و آن فتیله به سرعت خواهد سوخت، و من فکر نمی کنم که فتیله تا زمانیکه منطقه را در آتش شعله‌ور سازد، خاموش شود. این حس شخصی من از کتاب مقدس است.”» (۳)

اشغال سرزمین فلسطین توسط یهودیان امری تصادفی نبوده، بلکه اقدامی کاملاً سنجیده و برنامه ای از پیش طرح ریزی شده بوده است. بهتر است به این نکته اشاره کنیم که یهودیان خود را «امت روح» می نامند. این مفهوم با آموزه قوم برگزیده و امت مقدس یهود ارتباط مستقیم دارد.  همین اعتقاد به برگزیدگی در میان صهیونیست ها نوعی نژادپرستی و خود برتر بینی را در میان آنها تقویت کرده و انجام هرکاری را برای خود مجاز می دانند. پس از اعلان تأسیس کشور یهود بر اراضی فلسطین، یهویان مشاهده کردند که در میان جوامعی قرار گرفتند که زبان، فرهنگ و مذهب مشترکی دارند. یهودیان مهاجر، خود را به صورت پدیده ای ناهمگن در میان کشورهای عربی به حساب می آورند و احساس کردند که آنها اقلیتی هستند که در میان اکثریت عربی- اسلامی به سر می برند. در کتاب «تدارک جنگ بزرگ: براساس پیشگویی های انبیای بنی اسرائیل» نوشته گریس هال سل، ما با اندیشه افراطی مسیحیان صهیونیست و یهودیان افراطی آشنا می شویم، به عقیده آنها جنگ آخرالزمان یا هارِ مَجِدّون در خاورمیانه روی خواهد داد و آن جنگی هسته ای خواهد بود که در آن بیشتر مردم دنیا کشته خواهند شد و تنها ۱۴۴٫۰۰۰ یهودی باقی خواهند ماند و پس از ظهور مسیح به فرمان او مسیحی خواهند شد. (۴) باید بدانیم که تعداد چنین افرادی که دارای اندیشه های چنین افراطی هستند در اسرائیل و آمریکا کم نیستند. و همانطور که سرزمینی را به بهانه وعده یهوه اشغال کردند، هیچ دور از انتظار نخواهد بود که در پی برافروختن آتش جنگی باشند که آن را جنگ آخر الزمان می نامند.

هر چند تحلیل گران منطقه سعی می کنند تحولات این قسمت از جهان را براساس واقعیات موجود و نظریه های مرسوم در حوزه بین الملل تحلیل کنند، اما در همین زمینه در ابعاد نظریه های انتقادی بین الملل به جنبه های دیگر تحلیل فضای بین اللمللی نیز پرداخته شده که خارج از حوزه رئالیسم و ایدالسیم  قرار دارند و مباحث انتزاعی تری را در بر می گیرند، با این حال موضوعاتی مانند آرماگدون و آینده جهان بر اساس پیشگویی ها، تاکنون جایگاهی در نظریات بین الملل پیدا نکرده اند. این موضوعات به صورت تحقیقات تاریخی و مذهبی و درقالب های کتاب، فیلم و مستند بیشتر در دسترس هستند ولی در کمال تعجب گروه هایی در کشورهای غربی به ویژه آمریکا و اسرائیل وجود دارند که علاوه بر اعتقاد راسخ به موضوعات آخرالزمانی مبتنی بر برداشت های خود از مذهب مسیحیت و یهودیت، دارای نفوذ بالا در ساختارهای تصمیم گیری و نفوذ بر حوزه های اجرایی هستند و سیاست های خود را بر اساس تحقق مقدمات آخرالزمانی پیش می برند. نمونه هایی در بالا به آن اشاره شد که حتی دستیابی رژیم صهیونیستی به تسلحیات هسته ای را برای آمادگی در آرماگدون تفسیر کردند. جنگ های تفرقه آمیز در منطقه خاورمیانه نیز برای تجزبه منطقه در این باب توسط آنها تفسیر می شود. از این رو آرماگدون، تفسیر صهیونیستی – مسیحی از آخرالزمان می باشد که بازی در این پازل تبعات سنگینی را متوجه کشورهای اسلامی خواهد کرد. برای روشن تر شدن موضوع آرماگدون و مباحث مرتبط به آن، بخش هایی از گفتارهای استاد اسماعیل شفیعی سروستانی، نویسنده و مهدویت پژوه ایرانی در زیر آورده شده که وی این گفتار را در نشست های مختلف مرتبط با آخرالزمان مطرح کرده است.

آرماگدون مسیحیت صهیونیست برای تخریب منطقه مسلمانان

استاد شفیعی سروستانی نویسنده، روزنامه‌نگار و مهدویت‌پژوه ایرانی‌ست. پژوهش‌های او در حوزه غرب‌شناسی، ادبیات فارسی، مطالعات فرهنگی، مطالعات مهدویت و آخرالزّمان‌شناسی می باشند. او تاکنون بیش از ۶۷۰ مقاله و ۳۰ کتاب مستقل در حوزه‌های مختلف نوشته‌است. وی در این سخنرانی با استناد به کتب عهد عتیق و جدید و همچنین به نمایش گذاشتن مستندهایی به بررسی تحلیلی موضوع آرماگدون و نبرد آخرالزمانی از دید مسیحیان صهیونیست می پردازد:

بخش بزرگی از رویکرد غرب به خاورمیانه به بحث آخر الزمان مربوط است که از آن غفلت شده است، در بخش شرق رویکرد صهیونیسم، موضوعی جدی است، اما نگاه آنها قدیمی و سنتی ست؛ یعنی رژیم اشغالگر قدس را محور مطالعات، مورد هجمه قرار می دهند و عملکرد این رژیم را مورد بازبینی و نقد قرار می دهند، در حالیکه آنچه ما با آن مواجه ایم، تنها در حوزه سیاسی صهیونیستی یا یهودیت صهیونیستی قابل بررسی یا مطالعه نیست.

وضموع آرماگدون، موضوعی ریشه ای است که در ایران جوان است، و وجوهی مختلفی دارد، اگرچه به آن پرداخته نشده است. بخش مطالعات کلامی و اعتقادی آن مورد مطالعه قرار داده ام و به صورت دقیقتری به بخش سینمایی آن پرداخته ام. هالیوود و فرجام جهان و فرجام شناسی در سینمای جهان را مورد بررسی مبسوط قرار داده ام. سخنرانی های فراوانی نیز در همین رابطه داشتم و آنچه را که امروز ارائه می کنم، معرفی اجمالی این موضوع و ورود و ظهور آن در ادبیات سیاسی ایالات متحده آمریکا است و با  نشان دادن قطعاتی از فیلم های مستند جایگاه آرمانی آرماگدون را نیز معرفی خواهم کرد.

تعریف کلمه “آرماگدون”یا “هارمجدون”، واژه ای عبری و به معنای تپه شریفات است. این تپه در منطقه جغرافیایی معینی، درست در شمال فلسطین اشغالی در کنار کناره غربی رود اردن قرار گرفته است. به طور دقیق تر این تپه در ضلع جنوبی حیفا، صحرایی وجود دارد که در ادبیات مسیحیان صهیونیست، نبرد آخرالزمان؛ قبل از ظهور منجی موعد، میان نیروهای خیر و شر در آن منطقه صورت خواهد گرفت و هرکسی که در این نبرد به پیروزی برسد، برای هزار سال به حکومت جهانی دست پیدا خواهد کرد. آرماگدون به طور مشخص در میان مسیحیان پروتستان مطرح است، همانطور که می دانید، فرِق مختلف مسیحی، بیش از۲۵۰۰ فرقه را شامل می شوند اما به چهار جریان اصلی تقسیم می شوند که عبارتند از؛ کلیسای کاتولیک، کلیسای پروتستان، ارتودکس و ارامنه. مرکز کلیسای کاتولیک در ایتالیا و رم قرار دارد و پاپ بزرگترین شخصیت آن می باشد و بخش اعظمی از اروپای غربی پیرو آن هستند، کلیسای ارتودکس بیشتر اروپای شرقی را شامل می شود و روسیه بیشتر جمعیت ارتودکس را در خود جای داده است، کلیسای پروتسانتیزم نیز در ایالات متحده و انگلستان بیشترین پیرو را دارد به طوریکه ۷۰ درصد جمعیت ایالات متحده آمریکا پروتستان هستند. ۷۰ تا ۷۵ درصد ساکنان آمریکای لاتین کاتولیک هستند و در نهایت ارامنه و آشوری ها بیشتر در ارمنستان، عراق، گرجستان و ایران زندگی می کنند.

در میان این چهار جریان اصلی، موضوع آخرالزمان و ظهور عیسی مسیح مطرح است اما به طور مشخص این موضوع در پروتستان مطرح و برجسته است. در مطالعات مذهبی، پروتستان ها با دو موضوع شاخص اند و با دو رویکرد از دیگر شاخه های مسیحی منفک می شوند:

۱- رویکرد آخر الزمانی ۲- گرایش یهودیانه

درمیان پروتستانی ها تعلق خاطر ویژه ای به بنی اسرائیل و یهودیان وجود دارد و رویکرد ویژه ای به آخرالزمان دارند. به همین دلیل است که پروتستان های ساکن ایالات متحده آمریکا وقتی به سینما وارد شدند، سرمایه گذاری زیادی روی موضوع آرماگدون و جنگ آخرالزمانی کردند. و به دلیل آنکه اینها در دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده حضور پرقدرتی دارند، رویکرد ویژه آخرالزمانی خود را وارد سیاست خارجی آمریکا کرده اند. در انگلستان نیز به همین صورت است، در این کشور ملکه، به عنوان رئیس کلیسای پروتستان نیز محسوب می شود یعنی در انگلستان رئیس دولت سیاسی، رئیس مذهبی نیز است و دو شخصیت در ملکه جمع است. در آمریکا و انگلستان نمی توان گرایش مذهبی را از سیاست خارجی حذف کنیم و این عکس تصویری است که از غرب و آمریکا در شرق تبلیغ می شود. لذا در تصمیم گیری، موضع گیری و گفتگوهای سیاسی، مردان سیاسی بایستی حتما رویکردهای مذهبی را بدانند. به خاطر اینکه منطقه خاورمیانه درگیر با موضوع آخرالزمان است، این موضوع در رویکرد پروتستان ها در خاورمیانه بسیار تاثیرگذار و دخیل است. و نبرد درگیری آخرالزمانی در فلسطین اشغالی خواهد بود.

جالب است که در تورات عهد عتیق اشاره ای به نام آرماگدون نشده و در انجیل و در بخش پیشگوییها با این موضوع برخورد می کنیم. در ادبیات مذهبی اسلامی، موضوع پیشگویی درباره ظهور منجی و موعد، شاخص و پررنگ و با وجوه مختلف قابل مطالعه است و در عین حال در ادبیات پروتستان مسیحی نیز شاخص، پررنگ و قابل مطالعه است. و این نکته ای بسیار مهمی است. این رویکرد درحیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جاری پروتستان های تاثیرگذار است و ما نیز باید در رویکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود این موضوع شاخص تاثیرگذار باشد که جای نقد دارد.

در بخش رویاهای انجیل که بخشی در عهد جدیدی است به این موضوع آخرالزمان اختصاص یافته، رویاهای و پیشگویی های هزقیال نبی، دانیال نبی و … در این بخش قرار دارد که قابل مطالعه هستند. در این رویاها اشاره می شود که در منطقه جنوب غربی حیفا، نبرد آخرالزمان روی می دهد. تقریبا در حدود چهل سال است که پلهای هوایی از ایالات متحده آمریکا به این منطقه برقرار است و هرساله توریست ها و جهانگردان پروتستان از ایالات مختلف به این منطقه می آیند و خاک آنجا را متبرک می دانند.

مگیدو یا تپه ای که نبرد تاریخ ساز آنجا روی خواهد داد دارای موقعیت استراتژیکی است و به عنوان منطقه ای وسیعی در کنار دریای مدیترانه، شرق را از غرب جدا می کند. به هرحال آرماگدون در ادبیات مسیحیان صهیونیست به عنوان نبرد بزرگ و تاریخ ساز یاد می شود و دونیروی خیر و شر در آنجا در مقابل هم قرار می گیرند. کیفیتی را نیز برای این جنگ اعلام کرده اند و آن را فراگیر، اتمی و حتمی الوقوع معرفی می کنند. این رویکرد در آثار سینمایی نیز به صورت حتمی الوقوع جلوه می دهند و علت آن را نیز اشاره منابع دینی به این موضوع می دانند. همچنین زمانی را نیز برای این موضوع تعریف می کنند و معتقدند زمان برپایی آرماگدون بعد از برپایی مملکت بزرگ اسرائیل و قبل از ظهور عیسی (ع) است.

میان میسحیان صهیونیست و یهودیان صهیونیست که یهودیت سیاسی است، مرز مشترک و یک وجه کاملا متفاوت وجود دارد، در جاهایی دارای عقاید مشترکند و در جاهایی افتراق دارند. در میان یهودیت صهیونیست منطقه قابل تصرف نیل تا فرات است که وعده داده شده در تورات تلقی می کنند اما در بین مسیحیان صهیونیست “باپیل لند”یا سرزمین انجیل بسیار وسیع تر است. آنها مدعی اند منطقه قابل تصرف فراتر از نیل تا فرات است. در بحث ظهور عیسی مسیح بعد از تشکیل اسرائیل بزرگ، آنها باهم اشتراک دارند و در اسرائیل بزرگ، آرماگدون اتفاق می افتد و در آرماگدون عیسی (ع) نزول و ورود پیدا می کند. یهودیان به این موضوع علاقمندند اما در جاهایی با هم دیدگاه متفاوتی دارند که جای بحث است. به هرصورت زمانی را تعریف می کنند، بعد از آنکه مملکت اسرائیل بزرگ شکل گرفت و آرماگدون روی داد، در وسط میدان جنگ است که عیسی (ع) ظهور می کند. همچنین مراحل پیشقراول را نیز تعریف می کنند، قبل از آنکه واقعه آرماگدون اتفاق بیفتد و برای هزار سال تکلیف بشر مشخص شود و نیروی خیر بر نیروی شر فائق بیاید، بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین باید اتفاق بیفتاد. یکی از دلایلی که در ایالات متحده آمریکا و انگلستان علاقه ویژه ای به بنی اسرائیل و حمایت از رژیم اشغالگر وجود دارد به وجه مذهبی این موضوع در میان پروتستان ها برمی گردد و به عقیده آنها، حضرت مسیح نه برای مسیحیان بلکه برای یهودیان بنی اسرائیل ظهور خواهد کرد. به همین خاطر آنها موضوع بازگشت یهودیان به فلسطین را مهم و پیش نیاز می دانند و تا زمانی که یهودیان به سرزمین فلسطین بازنگردند و دولت اسرائیل بزرگ تشکیل نگردد، بستر آرماگدون و ظهور مسیح مهیا نمی گردد.

یکی از بزرگترین مراکز تبلیغاتی و تبشیری مربوط به مسیحیان پروتستان است، آنها از ابزارها و وسایل گوناگون برای تبلیغ مذهب خود بهره می برند، چون بشارت لاهوت انجیلی را شرط اصلی آرماگدون می دانند. در ایران نیز مراکز تبلیغی آنها وجود دارد و درکنار دانشگاه تهران در کلیسایی بعد از نماز جمعه در چند سانس مراسمی برگزار می شوند و بشارت انجیلی و تبشیر توسط جوانان مسلمان شنیده می شود. پروتستانها سرمایه گذاری بزرگی در بعد تبلیغات تبشیری در سطح جهان دارند و مبلغین خود را به اقصی نقاط عالم می فرستند و به تمام زبانها، حتی زبانهای کهن، آثارشان را منتشر می کنند. آنها همچنین ساخت هیکل را نیز به عنوان شرط ضروری آرماگدون می شناسند. هیکل در ادبیات عبرانی به معنای ساختمان بزرگ است. در این ساختمان، یهودیان به مراسم  عبادت و قربانی می پرداختند. در زمان گذشته دوبار معبد هیکل توسط رومی ها و بخت النصر ویران شد. از سال ۷۰ میلادی که بیت المقدس در دست مسلمانان بوده آنها دیگر مجالی برای مراسم خود نداشتند و یکی از دلایل اصلی انگیزه آنها برای تصرف بیت المقدس و ویران کردن آن، بازسازی هیکل است تا بتوانند به مراسم عبادی و قربانی خود بار دیگر بپردازند. ساخت هیکل و اجرای مراسم قربانی را به عنوان یکی از پیش نیاز های آرماگدون تلقی می کنند.

عروج کلیسا و احیای مذهبی و نوتولدیافتگان بدین معناست که در ادبیات مسیحیان پروتستان، قبل از ظهور عیسی (ع)، آنهایی که به گرایش پروتستانیسم نزدیک شدند و گرایش آرماگدونی پیدا کردند، برکشیده می شوند و به آسمانها عروج پیدا می کنند، در امان می مانند و در واقعه آرماگدون جان سالم به در می برند و پس از ظهور مسیح به زمین برمی گردند. در فیلم های سینمایی زیادی نیز این موضوع به تصویر کشیده شده و معتقدند پیش از آرماگدون، یک دوره ۷ ساله پربلا و مصیبتی روی می دهد و درنهایت واقعه آرماگدون روی می دهد و عیسی (ع) ظهور می کند.

پروتستان ها به بازسازی معبد سلیمان تاکید زیادی دارند و معتقدند این مکان، محل نشیمنگاه حضرت است و تا زمانیکه این مکان ساخته نشود، مسیح بازنمی گردد و بنی اسرائیل تطهیر نمی گردد مگر اینکه مراسم قربانی در این محل صورت پذیرد. این معبد به جای مسجد القصی قرار می گیرد. حتی در آمریکا به جمع آوری اعانه برای بازسازی معبد می پردازند و سنگ های آنرا در کوهی شناسایی کرده و روحانیونی را برای معبد تربیت کرده اند. از بیش از یکصد سال پیش هجوم فراوانی برای تخریب مسجد القصی در همین رابطه انجام داده اند. برای نمونه در سال ۱۹۶۹، مسجد القصی توسط یکی از این افراطیون به نام دیوید بنید زوهان به آتش کشید شد و منبر معرف صلاح الدین ایوبی نیز طی این آتش سوزی تخریب شد. یکبار نیز تصمیم گرفتند که با هواپیما مسجد را بمباران کنند ولی از ترس اعتراض مسلمانان و یا کشتار یهودیان پیرامون مسجد از این اقدام منصرف شدند. در سالهای اخیر نیز به بهانه باستان شناسی، مسجد بارها مورد هجوم قرار گرفته و تقریبا تمامی پایه های مسجد ویران شده است.

یهودیان همچنین زیر مسجد، پایه های معبد را بنا کرده اند و در دو سال پیش کنیسه ای را در نزدیکی مسجد بنا کرده اند که مرکز مطالعاتی را برای بازسازی معبد در خود جای داده است. یکی دیگر از مبانی فکری این نحله، قربانی گوساله سرخ موی است که جزئی از ادبیات مسیحیان صهیونیست می باشد. قربانی گوساله از رسوم کهن آنها بوده که باید در این معبد روی دهد. از آنجاییکه گوساله سرخ مویی وجود نداشت، به مرکز مطالعاتی ورود پیدا کردند و با انجام آزمایشات ژنتیکی در آمریکا و در مزرعه ای در تل آویو، ساخت گوساله سرخ موی را شروع کردند که در سال ۱۹۹۸ در موسسه ای در میسی سیپی موفق شدند این گوساله را نیز بازپروری کنند.

آنها بر این عقیده اند، گوساله را با چوب فراوان می سوزانند و خاکستر آن را با آب مقدس مخلوط می کنند و بدین صورت صهیون را تطهیر می کنند، بخاطر اینکه پس از ویرانی معبد در سال ۷۰ میلادی دیگر بنی اسرائیل، تطهیر نیافته و تصرف منطقه قدس توسط مسلمانان، این منطقه را نجس کرده است.

به نظر آنها با این روندی که پیش گرفته اند تا چندی بعد، دیگر چیزی از مسجد القصی باقی نخواهد ماند و با تخریب مسجد به آخرین مرحله از آنچه مدنظرشان است را انجام می دهند. طی برنامه هایی، تمامی اشیایی که برای تزیین معبد نیاز دارند و بنی اسرائیل متعلق به خود می دانسته، جمع آوری کرده، حتی از موزه هایی واتیکان نیز آنها را گرد آورده اند. همچنین لباس روحانیون معبد را طراحی کرده اند. آنها کیفیت ظهور مسیح را پیشگویی کردند و مسیح زمانیکه از آسمان قدس به زمین بازگردد، آنچه را که مقدر است اتفاق خواهد افتاد و رهبری واقعه ای را برعهده خواهد گرفت که تکلیف را برای همیشه معین خواهد کرد.

به طور خلاصه بنیادگرایان مسیحی در آمریکا و کلیسای پروتستان، برگزیده بودن بنی اسرائیل را مورد تاکید قرار می دهند و رابطه میان سرزمین فلسطین و یهود را کاملا بدیهی و غیرقابل گفتگو می شناسندد و گاها در بعضی موارد از یهودیان متعصبتراند و تندتر رفتار می کنند. حتی نشانه هایی وجود دارد که صهیونیست ها از عملکرد آنها می ترسند چرا که تندروی بنیادگرایان مسیحی بسیار شدید است و بازگشت یهودیان به فلسطین را به عنوان مقدمه ای برای ظهور مسیح در نظر می گیرند. درحالیکه صهیونیست ها این سرزمین را متعلق به خود می دانند و باید برای زندگی به آنجا بازگردند.

علی رغم آنکه میان مسیحیان و یهودیان در گذشته در ماجرای تصلیب کینه ای وجود داشت، مسیحیان پروتستان آرام آرام به گونه ای حرکت کردند که آن کینه قدیمی حذف شد و امروزه کینه میان یهودیان و مسیحیان به کینه مشترک آنها علیه مسلمین تبدیل شده است. این حرکت بسیار دقیق بوده و به قرن شانزده میلادی بازمی گردد یعنی زمانیکه مارتین لوتر در آلمان، پروتسانتیزم را شروع کرد و در سیر تکوینی پروتستانتیزم قرن شانزده به مسیحیت یهودی و مسیحیت صهیونیستی امروزی ایالات متحده آمریکا رسید.

تمام زیبایی ها و سجایای عیسی (ع) را حذف کردند و او را بدل به پیامبری خونریز و خشن تبدیل کردند و امروزه این تصویر وجود دارد که مردی می آید، می کشد، می برد و بیرحمانه تمام مخالفین بنی اسرائیل را از دم تیغ می گذاراند به گونه ای که جمعیت بزرگی از مخالفان از بین می روند.

در تعریفی که از نیروی های خیر و شر می کنند، نیروهای خیر را بنی اسرائیل و حامیان آنان و نیروی شر را مسلمانان، اعراب و مخالفان بنی اسرائیل معرفی می کنند. مشروعیت و نعمت و ثروت ایالات متحده را به این صورت تعبیر می کنند که خداوند بخاطر حفظ حرمت بنی اسرائیل توسط آنها، این نعمت ها را مستحق می دانند. اما اگر زلزله، طوفان و سونامی در آمریکا روی دهد، بخاطر سستی این کشور در حمایت از اسرائیل بوده است.

علی رغم تصور برخی از ساکنان در شرق اسلامی، حمایت آمریکا و بعضی کشورها در اروپا از اسرائیل به جریان سیاسی برنمی گردد و تصور بر این است که در آمریکا لابی های قدرتمند صهیونیستی وجود دارند که حمایت کنگره، سنا و کاخ سفید را به خود جلب می کنند اما بیشتر این موضوع را آنها تکلیف مذهبی خود می دانند. کمک و اعانه به اسرائیل را نجات خود در پیشگاه الهی می دانند. آگاهی از این موضوعات است که می تواند در رویکرد شرق اسلامی و موضع گیری آنها به غرب تاثیرگذار است. اما چون مطالعات بیشتر غربی است، نه عوام و نه کسانی که در مسندهای سیاسی و اجتماعی حضور میابند، عموما نمی توانند نسبت به این موضوع موضع گیری درستی داشته باشند.

این درحالی است که صدها فیلم این نگاه را در ساکنان ایالات متحده القا می کنند و نیروی خیر و شر را به صورت منحرف معرفی می کنند. و بدین صورت مردم برای نجات خود به اسرائیل اعانه می دهند و نیروی شر که مسلمانان و اعراب اند باید نابود شوند چون اینها نجس و کثیف اند و باید در محل آرماگدون نابود شوند. طبیعی است که وقتی این نگاه در سیاست جاری شود، مجهز شدن کشوری اسلامی مانند ایران به مطالعات هسته ای خطرناک تلقی می شود زیرا براساس پیشگویی ها، ایران مانند عراق و سایر کشورهای اسلامی باید در آرماگدون حضور یابند و قبل از این رویایی اینها مجهز شوند، خطرات شان بیشتراست.

از دید بنیادگرایان مسیحی، هر منطقه ای که جای پای انبیای بنی اسرائیل باشد، آنجا باید تصرف شود، بنابراین مناطق گسترده ای از عراق و بین النهرین و حتی همدان مدفن استر و مردخای از قدسین بنی اسرائیل، جزء این مناطق اند.

در هالیوود و فیلم های زیادی، نقش های منفی و شر به مسلمانان اختصاص دارد و در نهایت در می یابیم که چه بخواهیم و چه نخواهیم درگیر این موضوع هستیم، چنانکه عراق درگیر آن است و زمینه ها برای پیوستن این منطقه به باپیل­لند مهیا شده است. در حالیکه در میان مسلمانان اقدامات عملی برای ظهور منجی صورت نمی گیرد یعنی آن را تکلیف خود نمی دانند برعکس در میان مسیحیان صهیونیست زمینه سازی برای ظهور مسیح تکلیف تلقی می شود. و یکی از بزرگترین مکلفان را دولت ایالات متحده در نظر می گیرند. از سال ۱۹۶۵ به بعد بنیادگرایان پروتستانی موفق شدند آرام آرام وارد سیاست خارجی این کشور شوند. از اینرو آنچه که در جهان امروزه در جهان در جریان است تنها وجه سیاسی ندارد.

در بخش رویاهای انجیل که بخشی در عهد جدیدی است به این موضوع آخرالزمان اختصاص یافته، رویاهای و پیشگویی های هزقیال نبی، دانیال نبی و … در این بخش قرار دارد که قابل مطالعه هستند. در این رویاها اشاره می شود که در منطقه جنوب غربی حیفا، نبرد آخرالزمان روی می دهد. تقریبا در حدود چهل سال است که پلهای هوایی از ایالات متحده آمریکا به این منطقه برقرار است و هرساله توریست ها و جهانگردان پروتستان از ایالات مختلف به این منطقه می آیند و خاک آنجا را متبرک می دانند.

“مگیدو”یا تپه ای که نبرد تاریخ ساز آنجا روی خواهد داد دارای موقعیت استراتژیکی است و به عنوان منطقه ای وسیعی در کنار دریای مدیترانه، شرق را از غرب جدا می کند. به هرحال آرماگدون در ادبیات مسیحیان صهیونیست به عنوان نبرد بزرگ و تاریخ ساز یاد می شود و دونیروی خیر و شر در آنجا در مقابل هم قرار می گیرند. کیفیتی را نیز برای این جنگ اعلام کرده اند و آن را فراگیر، اتمی و حتمی الوقوع معرفی می کنند. این رویکرد در آثار سینمایی نیز به صورت حتمی الوقوع جلوه می دهند و علت آن را نیز اشاره منابع دینی به این موضوع می دانند. همچنین زمانی را نیز برای این موضوع تعریف می کنند و معتقدند زمان برپایی آرماگدون بعد از برپایی مملکت بزرگ اسرائیل و قبل از ظهور عیسی (ع) است.

منابع:

۱- Zion`s Christion Soldiers, 60 Minutes Program, CBS Worldwide Inc

۲-  Daniel Wójcik, The End of the World As We Know It: Faith, Fatalism, and Apocalypse in America, U.S.A: New York University Press, 1997, p 41

۳-  Jane Hunter, Israeli Foreign Policy: South Africa and Central America, U.S.A: South End Press, 1987, p 125.

۴- گریس هال سال،  تدارک جنگ بزرگ: براساس پیشگویی­های انبیای بنی اسرائیل، ترجمه خسرو اسدی، تهران: موسسۀ خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۷٫

درباره مدیریت پرچم های سیاه شرق

پیشنهاد میکنیم

پیام سرلشکر سلیمانی

پیام سرلشکر سلیمانی به محضر مقام معظم رهبری:پایان سیطره شجره خبیثه داعش

پیام سرلشکر سلیمانی به محضر مقام معظم رهبری:پایان سیطره شجره خبیثه داعشReviewed by newsiran on …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 4 =

Watch Dragon ball super