پایگاه پرچم های سیاه | آخرین اخبار ایران و جهان / یادداشت / افراطيون نو ظهور / نقدى بر یک مکتب عرفانى نوظهور فالون دافا (۲)

.. بوديسم در فالون دافا
 لي هينگ جي تناسخ و حقانيت رنج را از بوديسم گرفته است و تاكيد ميكند كه براي افزايش گونگ و تزكيه روان بايد رنج را تحمل كرد و در نهايت از اين راه ميتوان از چرخه تناسخ راهي يافت. گذشته از بي اعتقادي به خدا و خدا انگاري بودا را نيز پذيرفته است. در بوديسم براستي هيچ غايت متعالي كه به آن بپيوندند و به عنوان هستي بخش و مدير عالم باشد نمي شناسد. البته در فرقه مهايانا بودا به جاي خداي اديان توحيدي مينشيند. اما در اينجا نيز نيروانا يعني بي تعيني و بي نام و نشاني رنگ اصلي بوداست. به همين دليل هيچ انديشه او را نمي شناسد حتي نمي تواند براي شناخت او رفع مانع بكند. زيرا او فقط بيتعيني است. نه اوصاف كمالي و نه جلوه جمالي كه قلب را به سوي او جذب كند، هيچ نيست. و اين مشكل دست كم در آغاز سلوك كار را دشوار ميكند. اين مسئله آنجا به وضوح معلوم ميشود كه امور ديگري غير از معرفت جايگزين هدف سير و سلوك معنوي ميشوند. چيزهاي ناپايداري مثل جواني!

نقدى بر یک مکتب عرفانى نوظهور فالون دافا (۲)

نقدى بر یک مکتب عرفانى نوظهور فالون دافا (۲)Reviewed by مرتضی سرمدیان on Jul 5Rating:

اعمال بوداییان به ویژه تکیه بر اخلاق و ترک هوسها تمایلات زیبا و نجات بخش است. و منع از افراط در زهد و ریاضت مانند هندوها، بسیار شایسته و به جاست که فالون دافا نیز از آن بهره برده است؛ اما در اینجا اعمال خود مانع سیراند، نه مرکب مسیر و سلوک درست هنگامی است که به عملی نیاز نباشد و شخص بدون رفتار و اعمال خاصی حقیقت را در خویش بیابد. بنابراین در فالون دافا این نقص تشخیص داده شده و با تاکید بر تزکیه ذهن – جسم کوشش میشود مجال مستقلی برای اعمال و رفتار به عنوان تکنیک های تزکیه جسم باز شود .

همچنین برای تمرکز و مراقبه توصیههای خوبی نمی شود. بی تردید اگر برای غایت سلوک کمالات و اوصاف حسنه ای وجود داشته باشد که بتوان در آنها تامل کرد چه بسا که زودتر جدایی و رهایی از تعلقات به دست آید. برخی از اذکار دیانا به ویژه در فرقه ذن بودیسم عبارات بی معنی و مبهمی است که به منظور شکستن تصورات عادی از جهان به کار می آیند. این خلاء فکری در فالون دافا همچنان باقی بوده و چاره ای برای آن اندیشیده نشده است. فالون دافا برای حل این مسئله به طور ناقص و محدودی اقدام کرده و سه ویژگی راستی، دوستی و بردباری را به عنوان سرشت جهان و نیروی کیهانی معرفی کرده و تزکیه کنندگان را دعوت میکند تا خود را با آن سه صفت هماهنگ سازند.

جِن، شَن، رِن
این سه شعار اصلی فالون دافاست که سرشت جهان را تشکیل می دهد و تزکیه کننده برای این که در نیروی کیهانیجذب شود و به ماوراء مرگ و تولد راه یابد باید این سه را در خود تحقق بخشد. صداقت، شفقت و صبر سرشت جهان است. جوهره بودا بودن و بینادینترین سرشت جهان جن شن و رن است. ذرات هوا، سنگ، چوب، خاک، آهن، بدن انسان این سرشت حقیقت، نیک خواهی و بردباری را دارد.()۳۰ او در حقیقت با رویکردی ماهایانه یی اعلام میکند که بودا تمام جهان را پر کرده و باید به او پیوست و در وجود او جذب شد و این سه خصلت بنیادی ترین خصال بوداست.
لی هنگجی معتقد است که مکتب تائو روی حقیقت و صداقت و درستی (جن) تاکید بیشتر دارد و مکتب بودا روینیک خواهی و دوستی و شفقت (شن). «اما فالون دافا بر پایه والاترین استاندارد جهان حقیقت، نیک خواهی و بردباری است. ما به طور همزمان همه را با هم تزکیه میکنیم، بنابراین آنچه که تزکیه میکنیم عظیم است».(۳۱)
او فالون دافا بر خوردار از امتیازات تائوئیسم و بودیسم و درنهایت چیزی بیشتر می داند. و روی بردباری و تحمل رنج تاکید ویژه ای دارد. تائوئیسم در جستجوی درک حقیقت و حقیقی بودن و حقیقی زیستن هماهنگ با سرشت نیروی جهانی بود. و بودیسم در سدد نیکی و شفقت به دیگران و گذشتن از نفس و تعلقات پوچ آن از طریق عشق ورزی به دیگران است. اما فالون دافا با حفظ این دو آموزه ارزشمند تحمل رنجها و سختیهای زندگی را بسیار اساسی و نجات بخش در زندگی بشر می داند.
رنجهای زندگی نتیجه خطاها و تعلقات و ناپاکیهای زندگی گذشته است و تا از آنها پاک نشویم نجات نخواهیم یافت. این پاکی در گرو تحمل رنج و تن دادن به زندگی بردبارانه ای است که به منظور تزکیه انجام میشود.
    
بازگشت به اصل
لی هنگجی جهان را بسیار فراتر از این دنیایی که اکنون در آن به سر میبریم می داند. بلکه این دنیا وقت اضافه ای است که روشن بینان به مردم بد کار داده اند تا با رنج کشیدن به جایگاه اولیه خود باز گردند. واقعیت این است که ماده از جهان حقیقت، شفقت و بردباری تشکیل یافته و تمام انسانها در فضای جهان از این سه اصل ساخته شده اند. اما هنگامی که در روابط اجتماعی با دیگران قرار میگیرند بر خلاف این سرشت عمل کرده و سقوط میکنند. در مرحله سقوط یافته نیز عده ای هستند و زندگی اجتماعی دیگری شکل میگیرد و باز هم بر خلاف سرشت جهان عمل میشود و سقوطی دوباره رخ می دهد تا اینکه تمام سطوح جهان طی میشود . (۳۲) این جاست که روشن بینان شفقت می ورزند. «در این سطح این افراد میبایستی ازبین رفته یا نابود میشدند. اما روشن بین های بزرگ از روی نیکخواهی والایشان تعمداً این بعد دنیای بشری را خلق کردند. در این بعد به آنها یک بدن فیزیکی اضافی و یک جفت چشم اضافی که فقط به دیدن چیزهای موجود در این بعد مادی ما محدود است می دهند، به این معنی که آنها در این سرزمینِ توهم می افتند. …از آن جا که در این توهم قرار دارند، در میان بزرگترین زجر هستند. به آنها این بدن را می دهند که با آن زجر بکشند. وقتی شخصی بخواهد ازاین بعد، به بالا برگردد، بخواهد برطبق مدرسه تائو به خود واقعی اولیه اش برگردد، باید قلبش را برای تزکیه کردن بگذارد که بدین معنی است که سرشت بودایی او ظاهر شده است».(۳۳)
در این سطح از جهان که انسان پدید می آید بیماری و سرما و گرما و گرسنگی و تشنگی و مرگ و انواع رنجها وجود دارد پس کسی که از این فرصت استفاده کند و خود را به سطوح بالا بکشد از زاد و مرگهای پی درپی نجات پیدا میکند و در غیر این صورت بارها و بارها متولد خواهد شد و رنج خواهد کشید. در فرایند تزکیه این بدن به سوی سطوح بالاتر می رود و به بدن بودا تبدیل میشود. و از هر گونه بیماری و رنج و پیری رهایی مییابد.
    

کارما و تقوا
کارما همان نتیجه خطاها و وابستگی هاست که رنج و بیماری را ایجاد میکند. لی هنگجی تحلیلی کاملاً مادی از این موضوع ارائه داده و میگوید: «یک نوع ماده سیاه وجود دارد که این جا ما آن را کارما می نامیم… ماده سیاه را مردم به وسیله انجام کارهای بد و انجام کارهایی که خوب نیست یا آزار رساندن به دیگران به دست می آورند».(۳۴) این ماده سیاه ضد نیروست و بدن را ضعیف میکند پس موجب رنج و درد و بیماری میشود. و این مجازات بدی هاست هرکه این را تصفیه کند، از بدیها پاک میشود. در حقیقت تحمل رنج و بردباری در کنار شفقت و مهربانی و حقیقت جویی و راستی ماده سیاه را به ماده ای سفید که تقوا نام دارد تبدیل میکند.

در فالون دافا تقوا نیز ماهیتی مادی دارد. ماده ای سفید که تزکیه کنندگان سطوح بالا و روشن بینان میتوانند آن را ببینند. «تقوا نوعی ماده سفید رنگ است و در واقع چیزی معنوی یا چیزی فقط عقیدتی، مثل آنچه افراد فکر میکردند نیست…. تقوا تمام درون بدن فرد قرار دارد و یک میدان را شکل می دهد. …ماده ای که تقوا نامیده میشود چیزی است که از طریق تحمل سختیها، گذر از اوقات سخت یا به وسیله انجام کارهای خوب برای مردم به دست می آوریم».(۳۵)

هر کس که در این دنیا متولد میشود حتماً یک میدان کارمایی دارد، اگر نداشت از چرخه تناسخ و زاد و مرگ خارج میشد. اما با این حال همه از کارمای یکسان برخوردار نیستند بعضی ها کیفیت مادرزادی بهتری دارند و با دارا بودن تقوای بیشتر از ماده سیاه کمتری رنج میبرند. اما خود همین ماده سیاه هم در حقیقت سرمایه ای است و برای رشد ما قرار داده شده. زیرا کارما بیماری و محرومیت و رنج ایجاد میکند. اگر این «عقوبت کارمایی» نبود و بشر در سلامت و آسایش زندگی میکرد دیگر انگیزه ای برای تزکیه و رشد پیدا نمیکرد در آن صورت شبیه موجودات آسمانی بود در حالی که به کارهای بد خود هم ادامه می داد.(۳۶) پس میدان کارمایی و رنج و ضعف حاصل از آن ما را به ضرورت تلاش برای رهایی و نیاز به تزکیه متوجه میکند. به علاوه خود این ماده میتواند با تحمل و بردباری به تقوا تبدیل شود. «ماده سفید و ماده سیاه شخص میتوانند به یکدیگر تبدیل شوند. چگونه تبدیل میشوند؟ انجام کارهای خوب ماده سفید را به وجود می آورد. وقتی سختی ها را تحمل کرده، زجر کشیده یا کارهای خوب انجام دهید ماده سفید به دست می آورید و وقتی کارهای بد انجام دهید یا کارهایی که خوب نیستند انجام دهید ماده سیاه به وجود خواهد آورد و آن کارماست. بنابراین یک فرایند تبدیل وجود دارد».(۳۷)

فالون دافا روشی است برای از بین بردن کارما یا کرمه و افزایش تقوا. این مسیر تزکیه است و باید با دقت طی شود ما برای تزکیه به تقوای زیادی نیاز داریم و این نیاز محدودیتی ندارد. هرچه بیشتر ماده سفید داشته باشیم، رشد بیشتریخواهیم داشت. و البته ذره ای کارما جریان تزکیه را با مشکل مواجه میکند. تقوا میتواند ما را رویین تن و کند و در برابر هر آسیبی نگهدارد. ولی برای این کار باید دو برنامه را اجرا کرد یکی تزکیه شین شینگ و دیگری تمرینات فالون دافا.
    

ادامه دارد…
    


    
    پی نوشتها:
    ۱. چی: انرژی حیات و گونگ انرژی تزکیه است. چی گونگ نام روش هایی است که با تمرین های بدنی در سدد کسب انرژی معنوی و فوق العاده هستند.
    ۲ شوآن فالون ص .۱۱۸
    ۳ . جان ناس، ص ۳۲۷ و ۳۲۸
    ۴ . تائو تِ چینگ، برگردان: فرشید قهرمانی تهران: انتشارات مثلث. چاپ دوم ۱۳۸۵. ص.۱
    ۵ . تاریخ جامع ادیان، ص ۳۴۷
    ۶ . تائوتهچینگ ص.۲۵
    ۷ . تاریخ فلسفه چین، ص ۱۱۱
    ۸ . تاریخ فلسفه چین، ص ۱۱۷
    ۹ . همان، ص ۱۱۷
    ۱۰ . توشیه کوایزوتسو صوفیسم و تائوئیسم – محمد جواد گوهری انتشارات روزنه – چاپ اول ۱۳۷۸ – ص ۳۴۷
    ۱۱ تائوته چینگ ص.۳۴
    ۱۲ . تاریخ فلسفه چین، ص ۱۱۴
    ۱۳ . تاریخ فلسفه چین، ص ۱۲۰
    ۱۴ تائوته چینگ ص.۷۶
    ۱۵ همان ص .۷۸
    ۱۶ . تاریخ فلسفه چین، ص ۱۲۱
    ۱۷ تائو ته چینگ ص.۳
    ۱۸ . صوفیسم و تائوئیسم – ص ۳۵۷
    ۱۹ . همان، ص ۳۶۰
    ۲۰ . همان، ص ۳۷۳
    ۲۱ . همان ، ص ۳۶۰
    ۲۲ تائوته چینگ ص.۵۰
    ۲۳ . صوفیسم و تائوئیسم ص ۳۶۴
    ۲۴ . همان، ص ۳۹۰
    ۲۵. شوان فالون ص ۱۳۱غ.۱۳۰
    – ب.ل سوزوکی، راه بودا، ع.پادشاهی چاپ اول ویرایش دوم ۱۳۸۰ نشرنگاه معاصر ص ۴۳۲۶
    – همان ص ۱۶۰۲۷
    – همان ص ۷۰۲۸
    ۲۹. شوان فالون ص .۳۳۹
    ۳۰. شوآن فالون ص.۲۰
    ۳۱. شوآن فالون ص ۲۳غ.۲۲
    ۳۲. شوآن فالون ص.۱۱۹
    ۳۳. شوآن فالون ص.۷۹
    ۳۴. شوآن فالون ص.۳۸
    ۳۵. شوآن فالون ص.۳۸
    ۳۶. شوآن فالون ص.۸۰
    ۳۷. شوآن فالون ص.۳۹۱

 

منبع : نشریه پگاه حوزه / شماره ۲۴۹ / بهمن ۱۳۸۷

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + 20 =

Watch Dragon ball super