پایگاه پرچم های سیاه | آخرین اخبار ایران و جهان / lastnews / آخرين اخبار / ماجرای‌جالب تدریس شهیدبهشتی در دبیرستان دخترانه زمان شاه

ماجرای‌جالب تدریس شهیدبهشتی در دبیرستان دخترانه زمان شاه

ماجرای‌جالب تدریس شهیدبهشتی در دبیرستان دخترانه زمان شاهReviewed by مدیریت پرچم های سیاه شرق on Apr 16Rating:

آنها گفته بودند که چیزی نماده که دخترهای این دبیرستان، تمامشان عوامل پخش کننده اطلاعیه های خمینی (ره) باشند. بنابراین از آنجا برشان داشتند. البته درحالی ایشان را برداشتند که دخترها آن روز، سر و صدا کردند، گریه کردند که چرا دبیرمان را می برید.

جهان نیوز – « … وقتی ایشان را آوردند تهران، اول بار حکم دادند بهشان، که در یک دبیرستان دخترانه ایشان بروند، تدریس کنند و هدف هم این بود که در آن دبیرستانه دخترانه اذیت می شوند، دخترها متلک می گویند. خوب آن موقع وضع لباس دخترها بسیار بد بود و ایشان هم معمم بودند، یک روحانی؛ ولی خدای متعال زیبایی هایی به ایشان داده بود. قیافه و هیکل ایشان چنان جذاب بود و جاذبه داشت که با هر کسی که روبه رو می شد، او مجذوب آن وقار و هیبت و عظمت ایشان می شد. خوب ایشان را گذاشتند دبیرستان دخترانه.

وقتی ایشان وارد دبیرستان می شود، دخترها می بینند که حالا بهشان گفته بودند که دبیری مثلا فردا می آید، ولی یک مرتبه دیده بودند که یک آخوند دارد می آید، بلند شده بودند، دسته جمعی شروع کرده بودند به کف زدن. «آخوند آمد»، «آخوند آمد». حالا دبیرستان هم دبیرستان در تهران؛ از آن دبیرستان ها نبود که مثلا دخترهای بازاری های تهران باشند. دخترها، غالبا دخترهای وابستگان به دربار بودند … اینها کف می زنند، می خندند، می خوانند و مسخره می کنند.

ایشان با کمال وقار و آرامش و طمانینه می آیند کارشان را شروع می کنند. هفته سوم از طریق خانواده ی دخترها به ساواک اخطار داده می شود که ایشان تمام دخترها را جذب کرده است و خطری است، احتمال اینکه این دخترها عامل فتاوی خمینی بشوند( آن زمان به امام «حاج آقا» می گفتیم اما آنها « خمینی» می گفتند، همینطور می گفتند « خمینی » به صورت اهانت آمیز …)

آنها گفته بودند که چیزی نماده که دخترهای این دبیرستان، تمامشان عوامل پخش کننده اطلاعیه های خمینی (ره) باشند. بنابراین از آنجا برشان داشتند. البته درحالی ایشان را برداشتند که دخترها آن روز، سر و صدا کردند، گریه کردند که چرا دبیرمان را می برید.

ایشان را بردند در یک دبیرستان دخترانه که اکثریت آنان مسیحی بودند… به این عنوان که اذیت می شود.ولی بعد از مدتی متوجه شدند که اکثریت این دخترها مجذوب روش اخلاقی و عملی ایشان شدند، و لذا اندکی بعد ایشان را به مدرسه دیگری منتقل کردند. تا اینکه ایشان را از تدریس در مراکز علمی و فرهنگی آموزش و پرورش ممنوع کردند.»

خاطره از حجت الاسلام هادی دوست محمدی

منبع:کتاب تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات آیت الله شهید بهشتی، تدوین: دکتر امامعلی شعبانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

درباره مدیریت پرچم های سیاه شرق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + 12 =

Watch Dragon ball super