شعر فاطمیه/سیدحمیدرضا برقعی

شعر فاطمیه/سیدحمیدرضا برقعیReviewed by مدیریت پرچم های سیاه شرق on Mar 24Rating:

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

برقعی

اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد

سیب‌ها روی خاک غلتیدند
چادرش در میان گرد و غبار
قبلاً این صحنه را…نمی‌دانم
در من انگار می‌شود تکرار

آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه

گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم…
دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمی‌کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی‌تفاوت ما
ناله‌هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه کیست؟
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه‌ای مشکی است

با خودم فکر می‌کنم حالا
کوچه ما چقدر تاریک است
گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است …

درباره مدیریت پرچم های سیاه شرق

پیشنهاد میکنیم

عکس تیراندازی در مجلس

تیراندازی در مجلس/ یک نیروی حفاظت شهید و ۸ نفر مجروح شدند

تیراندازی در مجلس/ یک نیروی حفاظت شهید و ۸ نفر مجروح شدندReviewed by پرچم های …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − 4 =

Watch Dragon ball super