پایگاه پرچم های سیاه | آخرین اخبار ایران و جهان / یادداشت / پاسخ به شبهات / آیا در منابع اهل سنت بر فرار خلفای سه گانه در جنگ خندق از برابر عمرو بن عبدود اشاره شده است؟

به نقل مشهور مورخان غزوة خندق يا احزاب در ماه شوال سال پنجم هجري، به وقوع پيوست،‌آتش افروزان اصلي نبرد احزاب، يهوديان مدينه بودند كه با تحريك مشركان، آنان را به هم پيماني با يهود و فراهم آوردن سپاه از تمام قبايل و حمله به مدينه با ياري يهوديان ترغيب كردند و چنين شد كه سپاهي بزرگ متشكل از ده هزار نفر از تمام مخالفان حكومت نو پاي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ گرد آمد و روانة مدينه شد و از اين رو اين نبرد عنوان احزاب به خود گرفت.

آیا در منابع اهل سنت بر فرار خلفای سه گانه در جنگ خندق از برابر عمرو بن عبدود اشاره شده است؟

آیا در منابع اهل سنت بر فرار خلفای سه گانه در جنگ خندق از برابر عمرو بن عبدود اشاره شده است؟Reviewed by مرتضی سرمدیان on Sep 27Rating:

پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ در چگونگی رویارویی با دشمن با یارانش به رایزنی پرداخت و به پیشنهاد سلمان در ورودی مدینه خندقی حفر شد و خود رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در این امر مشارکت نمود.
سپاه دشمن که با غرور و تکبر تمام به سوی مدینه می تاخت، پشت خندق زمین گیر شد و حدود یک ماه ماند و به لحاظ تداراکاتی، سخت در تنگنا قرار گرفت.[۱]روزی عمرو بن عبدود با تنی چند از شجاعان پرآوازه دشمن از خندق گذشتند و در مقابل سپاه اسلام قرار گرفته و مبارز طلبیدند این درخواست بارها تکرار شد. آوازه عمرو همه را ترسانده بود. نفس ها در سینه حبس بود و کسی به فریادهای مغرورانه عمرو پاسخ نمی داد. پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «فردی به پا خیزد و شرّ‌ او را کم کند.» جز از علی ـ علیه‎ السلام ـ پاسخی بر نمی آمد.[۲] و چون مولا در برابر عمرو قرار گرفت پیامبر خدا آن جمله جاودانه را فرمود که: همه ایمان در برابر همه شرک، ایستاده است.[۳]امام علی ـ علیه‎ السلام ـ با حمله ای برق آسا و پس از نبردی سخت، عمرو را از پای درآورد و فریاد الله اکبر در صحنه نبرد پیچید و همراهان عمرو پا به فرار گذاشتند و سپاه احزاب با همه شکوه خیالی از هم پاشید.[۴]حادثه قتل عمرو بن عبدود، چنان مهم و سرنوشت ساز بود که پیامبر خدا فرمود:
مبارزه علی بن ابی طالب با عمرو بن عبدود در جنگ خندق، از همه اعمال امتم تا روز قیامت برتر است، و در روایت دیگری فرمود:
بی گمان، ضربت علی به عمرو در جنگ خندق با عبادت انس و جن برابری می کند.[۵]جریان مبارز طلبیدن عمرو بن عبدود در منابع اهل سنت
۱. السنن الکبری ‌به نقل از ابن اسحاق چنین آورده است: عمرو بن عبدود، در جنگ خندق بیرون آمد و فریاد برآورد: چه کسی به مبارزه در می آید؟ علی ـ علیه‎ السلام ـ در حالی که غرق در آهن و فولاد بود بر خاست و گفت: ای پیامبر خدا، من هماورد اویم، سپس پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «او عمرو است. بنشین!» عمرو ندا داد آیا مردی نیست؟ و به سرزنش آنان پرداخت و گفت: کجاست آن بهشتی که می پندارید که کشتگان شما به آن وارد می شوند؟ آیا مردی به پیکار من درنمی آید؟ پس علی ـ علیه‎ السلام ـ برخاست و گفت، ای پیامبر خدا، من! فرمود: «بنشین!» سپس عمرو با رسوم ندا داد و شعری خواند. علی ـ علیه‎ السلام ـ برخاست و گفت: ای پیامبر خدا، من! فرمود او «عمرو است» علی ـ علیه‎ السلام ـ گفت: حتی اگر عمرو باشد. پس پیامبر اسلام به او اجازه داد و علی ـ علیه‎ السلام ـ به سوی او رفت و..»[۶]«بنشین!»، سپس عمرو بار سوم ندا داد و شعری خواند: علی ـ علیه السلام ـ برخاست و گفت: ای پیامبر خدا، من! فرمود:
۲. مستدرک صحیحین از ابن اسحاق روایت کرده است که: عمروبن عبدود در جنگ بدر نیز شرکت کرده بود و جراحت برداشت و به همین جهت در جنگ احد شرکت نکرد و در جنگ خندق برای انتقام به میدان آمد و رجز خوانی کرد که: کیست با من هماوردی کند علی ـ علیه‎ السلام ـ برخاست در حالی که جز دیدگانش سراپایش غرق سلاح بود، عرضه داشت: یا رسول الله اجازه بده من به میدانش بروم، فرمود: آخر او عمرو بن عبدود است بنشین، عمرو دوباره صدا زد در میان شما مردی نیست. رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ علی ـ علیه‎ السلام ـ را اجازه داد تا آنجا که می گوید: علی ـ علیه‎ السلام ـ پس از نبرد به طرف رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ رفت در حالی که رویش می درخشید عمر بن خطاب پرسید؟ چرا زره او را برنداشتی؟ زره او در عرب نظیری نداشت.[۷]۳. در کتاب المغازی محمد بن عمر واقدی چنین آورده است.
«عکرمه بن ابی جهل» ، «نوفل بن عبدا…» ، «ضرار بن خطاب» و «هبیره بن ابی وهب» و «عمرو بن عبدود» از خندق عبور کردند، در این موقع عمروبن عبدود شروع به مبارز طلبی کرد و رجز می خواند علی ـ علیه‎ السلام ـ برخاست و خطاب به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ گفت من با او مبارزه خواهم کرد و تا سه مرتبه این امر تکرار شد و به واسطه شجاعت و اهمیت عمرو گویی بر سر مسلمانان مرغ نشسته و همگی سکوت کرده بودند. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ شمشیر خود را به علی ـ علیه‎ السلام ـ لطف فرمود، به دست خود عمامه بر سرش پیچید و دعا فرمود: پروردگارا او را بر دشمن یاری فرمای، علی ـ علیه‎ السلام ـ به نبرد عمرو رفت و پس از رد و بدل شدن سخنانی، عمرو گفت برگرد که تو تازه جوانی و من می خواهم با دو سالخورده قریش که ابوبکر و عمرند، بستیزم علی ـ علیه‎ السلام ـ فرمود: به هر حال من تو را به مبارزه دعوت می کنم.»[۸]نتیجه گیری
با بررسی منابع متعدد اهل سنت به این نتیجه می رسیم که: خلفا در غزوه‌ خندق حضور داشتند ولی جرأت مبارزه با عمرو بن عبدود را نداشتند از این رو به رجز خوانی های عمرو بن عبدود پاسخی ندادند و مانند دیگر مسلمانان از ترس در سکوت فر روفته بودند. در حقیقت نه تنها فرار کردند، بلکه خلیفه دوم از شجاعت عبدود سخنرانی نموده و روحیه مسلمانان را تخریب می نمود.
برای مطالعه بیشتر به تاریخ خلفای رسول جعفریان مراجعه کنید.
(نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت ۴۱۱، ص ۱۲۸۳.)
بیچاره فرزند آدم اجلش پنهان، بیماریهایش پوشیده، نتیجه عملش نامعلوم، با نیش پشه ای رنجور می شود، آب در گلویش بماند خفه می شود، با عرق کردن بدبو می شود.[۱] . محمد بن عمر واقدی، المغازی، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، نشر دانشگاهی، ۱۳۶۹، صفحات ۳۵۴ ـ ۳۵۳ ـ ۳۲۹، تاریخ طبری، ج۲، ص ۵۶۶ ـ ۵۶۵ و ۵۷۲،‌و سیره‌ابن هشام، انتشارات ایران ۱۳۶۳ صفحات ۲۳۳ـ ۲۲۵، و محمدی ری شهری، دانشنامه امیرالمؤمنین ترجمه‌عبدالهادی مسعودی، ج۱، صفحات ۷-۱۹۵، جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، مرکز مطبوعات دارالتبلیغ اسلامی، ج۲، ص ۵۴۴.
[۲] . ابوبکر احمد بن الحسین بن علی بیهقی، سنن الکبری، ج۹، ص ۲۲۳، دارالمعرفه بیروت، محمد بن عمر واقدی، المغازی، ترجمه مهدوی دامغانی، صفحات ۳۵۴ـ۳۲۹.
[۳] . دیلمی، ارشاد القلوب، مؤسسه اعلمی بیروت، ص ۲۴۴.
[۴] . تاریخ طبری، ترجمه، ابوالقاسم پاینده، نشر اساطیر، تهران، ۱۳۷۵، ج۳، صفحات ۵-۱۰۷۴.
[۵] . ابوبکر بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، چاپ بیروت، ج۱۳، ص ۱۹.
[۶] . ابوبکر احمد بن حسین بن علی بیهقی، السنن الکبری، ج ۹، ص ۲۲۳، دارالمعرفه بیروت.
[۷] . ابو عبدالله محمد بن عبدالله نیشابوی، مستدرک صحیحین، بیروت، ۱۳۹۸ق، صفحات۳۳ـ۳۲ و شبلنجی، نورالابصار، ص ۷۷۹، ۱۳۳۲، مصر، موسوی همدانی، سید محمد باقر، علی ـ علیه السلام ـ در کتب اهل سنت، انتشارات محمدی،‌تهران ۱۳۶۱،صص ۹-۲۷۸.
[۸] . محمد بن عمر واقدی، المغازی، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر دانشگاهی، ۱۳۶۹، صفحات ۳۲۹ و ۳۵۳ و ۳۵۴.

درباره مرتضی سرمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 5 =

Watch Dragon ball super