... توانست بر عمل نیک آن مرد چیره گردد و در نتیجه او رابه ته دره پرتاب کند. آنگاه نیک دستش را بر شانه ام نهاد و گفت: این است عاقبت پیروی از هوای نفس.(1) با شنیدن این سخن ترس از گناهانم و اینکه شاید گناه نیز لحظه ای بر من چیره گردد، وجوم را فرا گرفت.

تصویری از عذاب ابن ملجم

تصویری از عذاب ابن ملجمReviewed by مرتضی سرمدیان on Aug 31Rating:

پس از طی یک مسافت طولانی سرانجام به انتهای دره رسیدیم. آن مرد را نقش بر زمین دیدم که بیچاره همدم و همراه او یعنی -نیک- چندان لاغر و ضعیف بود که هرچه تلاش می کرد او رابر دوش خود بکشد، نتوانست.

از نیک خواستم به او کمک کند. اما نیک عذر خواست و گفت: من فقط مأمورم تو را همراهی کنم، گناه هر کسی نیز در کمین خود اوست.(۲)

گفتم اما ما انسانها در دنیا به کمک هم می شتافتیم!.

نیک گفت در این عالم هرکسی به خودی خودجوابگوی اعمالش است، اگر هم لیاقت شفاعت داشته باشد من شفیع نیستم. فقط دعا کن از دوستداران اهل بیت علیها سلام باشد، شاید که شفاعت آنان نصیبش شود.

با افسوس سرم را تکان دادم و دعا کردم که اینچنین باشد.

شاید به حساب دنیا ساعتها بر اعماق دره راه پیمودیم تا به مسیری رسیدیم که به سمت بالا ختم می شد. در این لحظه نیک رو به من کرد و گفت: دوست من! خود را برای بالارفتن از این دره هولناک آماه کن.

نگاهی به بالا افکندم، هرچقدر چشم افکندم، نتوانستم حدس بزنم چقدر به انتهای مسیر باقی مانده است. از  اینکه مجبور بودم این راه طولانی را همچنان بپیمایم افسرده بودم. اما بای رسیدن به وادی السلام چاره ای جز آن نبود.

سرانجام با سختی و مشکلات فراوان به بالای دره رسیدیم. آرزو کردم که دیگر هیچگاه چنین موانعی بر سر راهمان پدیدار نگردد. پس از لحظه ای استراحت، راهمان را به سمت وادی السلام ادامه دادیم.

***
عذاب ابن ملجم
پس از کمی راهپیمایی پرنده بزرگی را دیدیم که نزدیک زمین پروازمی کرذ. نیک گفت: می خواهی یک صحنه عجیب را تماشا کنی؟ گفتم: البته. گفت پس خوب به رفتار این پرنده بنگر.

پرنده نزدیک تخته سنگی نشست و از دهانش قسمتی از بدن شخصی را بیرون ریخت. سپس پرواز کرد و رفت و در اندک زمانی و برای مرتبه ای دیگر بازگشت و قسمت دیگری از بدن آن شخص را بر زمین ریخت. پس از چهار مرتبه (قی کردن) شکل مردی پدید آمد که بسیار ناراحت و رنجور به نظر می رسید. 

خواستم از نیک علت را جویا شوم که با اشاره از من خواست ساکت باشم و جریان را دنبال کنم.

پرنده این بار قسمتی از بدن آن مرد را بلعید و پرواز کرد و پس از بازگشت، قسمت دیگری از او را بلعید تا چهار بار که دیگر اثری از آن مرد باقی نماند.

رو به نیک کردم و گفتم: خب حالا بگو معنای این کار چه بود و آن شخص که بود؟ گفت: او شقی ترین فرد در میان انسان است. او ابن ملجم مرادی است و تا قیامت نیز در این عذاب باقی خواهد بود.(۳)

گفتم: آن پرنده او را از کجا آورد و به کجا برد؟

گفت: محل اصلی او وادی عذاب است.

با تعجب پرسیدم: وادی عذاب کجاست؟
گفت: قسمتی از گذرگاه برهوت است که کافران، منافقان و ظالمان در آن عذاب می بینند که امیدوارم گذرمان به آن مسیر نیفتد.

منبع: کتاب سرگذشت اواح در برزخ/اصغر بهمنی
_____________________________________
منابع:
۱- غررالحکم/ ص ۷۹۷ و الحدیث/ ج ۳ ص ۳۸۵
۲- فاطر/ ۱۷
۳- بر اساس داستانی از کتاب معاد شهید دستغیب

 

درباره مرتضی سرمدیان

پیشنهاد میکنیم

دانلود سوالات امتحان نهایی ۹۶

دانلود سوالات امتحان نهایی ۹۶ با لینک مستقیم

دانلود سوالات امتحان نهایی ۹۶ با لینک مستقیمReviewed by پرچم های سیاه شرق on Jun …

آغاز طرح پیامک های ارزشی

آغاز طرح پیامک های ارزشیReviewed by مدیریت پرچم های سیاه شرق on Mar 8Rating: هر …

resume uranium enrichment

Iran says only 5 days needed to resume uranium enrichment

Iranian state television is quoting the country's atomic chief as saying the Islamic Republic would …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 13 =

Watch Dragon ball super