به گزارش شيعه آنلاين، در کتاب «اسرار معراج» اين حديث بسيار مهم و جالب و حيرت‏آور را مى‏خوانيم: در زمان رسول گرامى اسلام (ص) در شهر مدينه، شخصى بود بسيار ظاهر الصلاح، به طورى که کسى در حق او در هيچ موردى، گمان سوء و ظن خلاف نداشت.



شايد بسيارى از مردم در برخورد با او از وى طلب دعا مى‏کردند، ولى او بدون توجه به ظاهر آراسته خويش، در بعضى از شب‏ها به خانه مردم مدينه، دستبرد مى‏زد!

ماجرای یک ازدواج جالب در زمان رسول الله (ص)

ماجرای یک ازدواج جالب در زمان رسول الله (ص) Reviewed by مرتضی سرمدیان on Aug 21Rating:

شبى براى دزدى از دیوار خانه‏اى بالا رفت، اثاث زیادى در آن خانه بود و در میان خانه به غیر از یک زن جوان تنها کسى نبود، عجیب خوشحال شد که امشب علاوه بر به چنگ آوردن مال فراوان، در رختخواب عیش و عشرت هم شرکت خواهم کرد.

همان طور که در دل تاریکى بر سر دیوار، منظره فریبنده اثاث خانه و چهره دلرباى زن را مى‏نگریست، به فکر فرو رفت: دزدى تا کى، ننگ تا چه مدت، براى چه باید زحمات انبیا و اولیا را از یاد برد، عاقبت این همه گناه و فساد چه خواهد شد، مگر براى من مرگ و برزخ و قیامت و محاکمات الهیه نیست، در پیشگاه حق و در دادگاه عدل، جواب این همه ظلم و جنایت را چگونه باید داد؟!

 

آرى، با ادامه این اعمال به روزى خواهم رسید که براى من راه گریز و فرار از چنگال عدالت نخواهد بود، آن روز پس از اتمام حجت حق، مبتلا به غضب خداوندى مى‏شوم و از پس آن به زندان آتش خواهم افتاد و در آن صورت انتقام آلودگى‏هایم را پس خواهم داد!

پس از اندکى تأمل و فکر، از دزدى و تجاوز به آن زن، سخت پشیمان شد و با دست تهى به خانه بازگشت. به وقت صبح خود را به لباس آراستگان و صلحا آراست و به مسجد به محضر مقدس رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آمد و در حضور آن جناب نشست!

ناگهان دید، زن صاحب خانه‏اى که شب گذشته براى دزدى اثاث آن، در نظر گرفته بود به محضر رسول اکرم (ص) آمد، عرضه داشت: اى رسول خدا! زن بى‏شوهرى هستم همراه با ثروتى زیاد، پس از چند ازدواج دیگر قصد شوهر کردن نداشتم، اما دیشب به نظرم رسید که دزدى به خانه‏ام راه پیدا کرده، گر چه چیزى نبرده، ولى مرا وحشت زده کرده، از این پس مى‏ترسم در تنهایى ادامه زندگى دهم، اگر صلاح مى‏دانید براى من همسرى انتخاب کنید.

حضرت اشاره به آن مرد ـ یعنى به دزد شب گذشته ـ کردند و فرمودند: اگر میل دارى، تو را به آن شخص تزویج کنم، زن به چهره مرد خیره شد، او را پسندید و نسبت به او اظهار میل و رغبت کرد.

پیامبر اسلام (ص) عقد آن زن را براى آن مرد بست، سپس هر دو به منزل آمدند، دزد در کمال نشاط و شادى داستان خود را براى آن زن تعریف کرد و به او گفت: اگر شب گذشته ثروتت را مى‏بردم و دامن عفتت را آلوده مى‏کردم، علاوه بر این که یک شب بیشتر در کنار تو نبودم، آتش غضب همیشگى حق را، براى خود برمى‏افروختم، ولى در عاقبت کار فکر کردم و بر هجوم هواى نفس صبر و استقامت ورزیدم و در نتیجه براى همیشه به ثروت حلال و زوجه صالحه و عاقبت خوش و سعادت ابد رسیدم!

دو شعر زیبا از محمدکاظم کاظمی / از دهان تفنگ

شعری زیبا و مفهومی / کسی تا قیامت نمی کرد پیدا – از آن گوشه ی کهکشان تیرِ ما را

گفت‌وگوی جالب شیطان و فرشته

هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟

گفت‌و‌گوی خواندنی ابوذر با عزراییل(ع)

بهلول و بهشت!

از شیطنت های یک فیزیکدان معروف

ادیسون و شروعی دوباره

علامه جعفری و ازدواج با زیباترین دختر دنیا!

اثبات خدا

درباره مرتضی سرمدیان

پیشنهاد میکنیم

دانلود سوالات امتحان نهایی ۹۶

دانلود سوالات امتحان نهایی ۹۶ با لینک مستقیم

دانلود سوالات امتحان نهایی ۹۶ با لینک مستقیمReviewed by پرچم های سیاه شرق on Jun …

آغاز طرح پیامک های ارزشی

آغاز طرح پیامک های ارزشیReviewed by مدیریت پرچم های سیاه شرق on Mar 8Rating: هر …

Hezbollah

Syrian Army, Hezbollah Impose Control over Southern Part of Heights at Border with Lebanon

Syrian Army, Hezbollah Impose Control over Southern Part of Heights at Border with LebanonReviewed by …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 15 =

Watch Dragon ball super