پایگاه پرچم های سیاه | آخرین اخبار ایران و جهان / یادداشت / دانستنی ها / چه شد که اسرائیلیات در تفاسیر قرآن وارد شد؟

چه شد که اسرائیلیات در تفاسیر قرآن وارد شد؟

چه شد که اسرائیلیات در تفاسیر قرآن وارد شد؟Reviewed by مدیریت پرچم های سیاه شرق on Dec 25Rating:

«اسرائیلیات» به روایت هایی اطلاق می شود که از طریق فرهنگ یهودى وارد حوزه اسلامى شده اند[۱] ؛ اما در یک معنای گسترده، به هر روایت و یا حکایتی که از منابع غیر اسلامى وارد قلمرو فرهنگ اسلامى شده «اسرائیلیات» گفته می شود.[۲]

سرآغاز و چگونگی رهیابی اسرائیلیات به فرهنگ اسلامی

حضور یهودیان در سرزمینی که بعدها اسلام در آن ظهور کرد و برتری فرهنگی آنان نسبت به فرهنگ جاهلی مشرکان آن منطقه سبب شده بود که آنها مرجع علمی مشرکان آن سامان به خصوص در مدینه قرار گیرند. این وضع تا ظهور اسلام ادامه داشت. با طلوع اسلام و درخشش آن در منطقه و بعد استقرار حکومت اسلامی در مدینه همچنان آن ارتباط و مراجعه علمی به یهودیان ادامه داشت و مشرکان و برخی نو مسلمانان برای پاسخ به سوالاتی مربوط به خلقت، تاریخ ملّتهاى گذشته و … که گمان می کردند جواب آن در اسلام نیست به آنها رجوع کرده و پاسخ آنها را وارد فرهنگ جامعه اسلامی می کردند.

رجوع به اهل ‏کتاب به همین منوال ادامه داشت، تا اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، به ‏طور صریح مسلمانان را از مراجعه به آنان منع کرد[۳] ؛ ولى با وجود این نهى صریح ، گروهى از مسلمانان همچنان این کار را ادامه می دادند.

با رحلت پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و کنار گذاشتن جانشین عالِم و دروازه علم آن حضرت یعنی، على علیه السلام و صحابیان دانشمندى همچون ابن‏ عباس و ابن ‏مسعود از سوی عده زیادی از مسلمانان، راه برای سرازیر شدن اسرائیلیات به فرهنگ اسلامى بازتر شد؛ به همین جهت، ذهبى مى‏نویسد: داخل شدن اسرائیلیات در تفسیر از امورى است که به دوران صحابه بازمى‏گردد.[۴]

بخش فراوانی از اسرائیلیات ، خرافه هایی هستند که اهل ‏کتاب در عهد صحابه ساختند و در پوشش تظاهر به اسلام آنها را وارد فرهنگ اسلامى کردند.

«اسرائیلیات» به روایت هایی اطلاق می شود که از طریق فرهنگ یهودى وارد حوزه اسلامى شده انn ؛ اما در یک معنای گسترده، به هر روایت و یا حکایتی که از منابع غیر اسلامى وارد قلمرو فرهنگ اسلامى شده «اسرائیلیات» گفته می شود

شیوع پدیده داستان سرایى و گرویدن شمار بیشترى از اهل ‏کتاب به اسلام و نیز رغبت بیشتر مسلمانان به شنیدن داستان هاى ملّت هاى پیشین سبب ورود اسرائیلیّات بیشترى به حوزه تفسیر و حدیث اسلامى شد.

این تهاجم فرهنگی ادامه داشت تا اینکه نوبت به عصر تدوین تفسیر رسید. در این عصر، برخى مفسّران بخش اعظم این روایات اسرائیلى را وارد تفسیر کردند.[۵] به این ترتیب «اسرائیلیات» یا همان روایات بیگانه با اسلام، وارد منابع تفسیری و حدیثی شدند.

گسترش بعد از نفوذ

افزون بر عوامل ورود، زمینه‏ها یا عواملى نیز باعث شد تا این روایات، در دایره ‏اى وسیع، گسترش یافته همه شئون اخلاقى، اعتقادى و مذهبى مسلمانان را دربرگیرد. مهمترین این زمینه‏ها عبارتند از:

۱. ضعف فرهنگى عرب

جهالت و بى ‏سوادى اعراب از یک سو ؛ بهره‏ مندی اهل ‏کتاب از آیین و کتاب آسمانى از سوی دیگر سبب شد تا اعراب، هر آنچه را اهل‏ کتاب مى‏گفتند بپذیرند.[۶]

۲. کینه و دشمنى شدید یهود با اسلام

یهودیان با ظهور اسلام، موقعیّت سیاسى، اجتماعى و اقتصادى خود را از دست رفته ‏دیدند. از سوى دیگر پیامبر خاتم از میان آنان برانگیخته نشد؛ از این ‏رو از اسلام و مسلمانان کینه بسیار شدیدى در دل داشتند و همواره درصدد نابودى و ضربه زدن به اسلام بودند و چون از طریق مقابله نظامى و همدستى با مشرکان نتوانستند به این هدف دست یابند، از درِ حیله و تزویر وارد شده، با پذیرش اسلام و تظاهر به آن و جلب اعتماد برخى مسلمانان، عقاید خرافى فراوانى را وارد فرهنگ اسلامى کردند.[۷]

۳. ایجاز و گزیده‏ گویى قرآن

قرآن‏ کریم طبق ساختار ویژه خود در بازگویى داستانهاى تاریخى، فقط به ذکر آنچه با هدف و مقصود کلام ارتباط داشته، بسنده کرده و به جزئیّات این داستانها کمتر پرداخته است. این امر، گروهى از صحابه را بر آن داشت تا براى به دست آوردن جزئیات، به اهل‏ کتاب که این داستانها در کتابهایشان با تفصیل بیشترى آمده است، مراجعه کنند.[۸]

حضرت محمد صلی الله و علیه و آله

۴. ممنوعیّت نگارش حدیث

خلأ حاصل از ممنوعیّت نگارش حدیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) و نشر آن که در صدر اسلام به دستور خلفا، به ویژه خلیفه دوم پدید آمد و تا یک قرن بعد ادامه یافت، زمینه مناسبى را براى بدعت هاى یهودى و یاوه ‏هاى مسیحى و افسانه‏هاى زردشتى، به ویژه از سوى یهود و نصارا پدید آورد تا اینان احادیث فراوانى را جعل کنند و آن را به پیامبران الهى از جمله پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نسبت دهند.[۹]

اقسام اسرائیلیات و اعتبار آنها

روایات اسرائیلى را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: این روایات یا در کتابهاى عهدین وجود دارند یا ندارند. بیشتر آنچه از اهل ‏بیت علیهم السلام در مقام احتجاج با اهل‏ کتاب به آن استناد شده از قسم اول است؛ اما بیشتر قسم دوم – اگر نگوییم همه آنها – مطالبى ساختگى هستند که هیچ اصل و اساسى ندارند و منشأ آن، شایعات عوام و ساختگى است؛ بدین جهت نمى‏توان آنها را پذیرفت.

قسم اول، خود به سه دسته تقسیم مى‏شوند:

۱. روایاتی که در اصول و فروع با شریعت اسلام موافقند که این قسم پذیرفته می شوند؛ مانند آنچه در مزامیر آمده است:

متوکّلان و امیدواران به پروردگار، وارث زمین خواهند شد.[۱۰] که این گزاره را قرآن تصدیق کرده است و می فرماید: «و لَقَد کَتَبنا فِى الزَّبورِ مِن بَعدِ الذّکرِ انَّ الارضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصلِحون»[۱۱]

۲. روایاتی که با شریعت اسلام مخالفند که این قسم پذیرفته نمی شوند؛ مانند آنچه در سِفر خروج آمده که مى‏گوید:

هارون، خود گوساله‏اى را براى پرستش بنى‏اسرائیل ساخت؛ نه سامرى.[۱۲] که این گزاره، با هدف خداوند از ارسال رسولان و آیات قرآن در تضادّ است که مى فرماید: «فَکَذلِکَ القَى السّامِرىّ فَاخرَجَ لَهُم عِجلًا جَسَدًا لَهُ خوارٌ فَقالوا هذا الهُکُم و الهُ موسى‏ …»[۱۳]

۳. روایاتی که اسلام درباره‏اش سکوت کرده است که این دسته، در ابتدای امر، نه پذیرفته می شوند و نه رد ؛ بلکه کارشناسان علم حدیث، آنها را وارد چرخه حدیث شناسی می کنند تا بر اساس قواعد شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح، میزان اعتبار و اعتماد به آنها بررسی شود. [۱۴]

شیوع پدیده داستانسرایى و گرویدن شمار بیشترى از اهل ‏کتاب به اسلام و نیز رغبت بیشتر مسلمانان به شنیدن داستان هاى ملّتهاى پیشین سبب ورود اسرائیلیّات بیشترى به حوزه تفسیر و حدیث اسلامى شد

رویکرد مفسران به اسرائیلیات

با آغاز تدوین تفسیر، اسرائیلیات فراوانى که وارد حوزه فرهنگ اسلامى شده بود، به تفاسیر نیز راه یافت. اما از همان ابتدا تا کنون روش تعامل مفسران با این روایتها یکسان نبود. تفاسیر را می توان بر اساس رویکرد مولفان آنها به اسرائیلیات، به چند دسته تقسیم کرد:

۱. تفاسیرى که اسرائیلیات فراوانى را بدون سند و بدون اینکه به نقد یا ردّ آنها بپردازند، نقل کرده اند؛ مانند تفسیر مقاتل بن ‏سلیمان (م ۱۵۰) و الدرالمنثور سیوطى.

۲. تفاسیرى که اسرائیلیات را با سند، ذکر کرده و جز در مواردى اندک، به نقد آن نپرداخته‏اند؛ مانند جامع‏البیان طبرى.

۳. تفاسیرى که اسرائیلیات را با سند ذکر کرده و در بیشتر موارد به نقد و بررسى آنها پرداخته‏اند؛ مانند تفسیر القرآن العظیم ابن‏کثیر.

۴. تفاسیرى که اسرائیلیات را بدون سند نقل کرده و بیشتر به نقد آن پرداخته‏اند؛ مانند مجمع‏البیان فى تفسیرالقرآن طبرسى و روض ‏الجنان و روح‏ الجنان ابوالفتوح رازى.

۵. تفاسیرى که ضمن حمله شدید به اسرائیلیات و ناقلان آنها، خود در مواردى گرفتار این روایات شده و بدون نقد، آنها را در تفاسیر خود آورده‏اند؛ مانند الجامع لاحکام القرآن قرطبى و روح ‏المعانى فى تفسیرالقرآن آلوسى.

۶. تفاسیرى که از نقل اسرائیلیات احتراز و جز در موارد اندک، همراه با نقد و ردّ آنها، از ذکر این روایات خوددارى کرده‏اند؛ مانند المیزان فى تفسیر القرآن علامه طباطبایى ره که گاهى اسرائیلیات را با سند یا بدون سند و با ذکر منبع نقل کرده؛ امّا با معیارهاى عرضه بر قرآن، سنّت و عقل به نقد این روایات مى‏پردازد.

پی نوشت ها :

۱. التفسیر و المفسرون، ذهبى ۱/۱۶۵

۲. اسرائیلیات در تفاسیر، ص ۷۱- ۷۷

۳. روایات متعدّدى در منع از مراجعه به اهل ‏کتاب از پیامبر ص و صحابه وارد شده است؛ از جمله در روایتى نقل شده که پیامبر پس از مشاهده نسخه‏اى از تورات در دست عمر، به شدّت خشمناک شد و مسلمانان را از پرسش از اهل ‏کتاب منع کرد. سپس فرمود: اگر موسى ع نیز اکنون زنده بود براى او پیروى جز از دین من جایز نبود. مسند احمد ۴/۳۷۶- ۳۷۷؛ سنن الدارمى۱/۱۱۵

۴. التفسیر و المفسرون، ذهبى ۱/۱۶۹

۵. همان ۱/۱۷۵- ۱۷۷

۶. مقدمه ابن‏ خلدون ۳/۱۰۳۱

۷. اضواء على السنه المحمدیه، ص ۱۴۵- ۱۴۶

۸. التفسیر و المفسرون، ذهبى ۱/۱۶۹

۹. الملل و النحل ۱/۶۸- ۶۹، ۷۷

۱۰. کتاب مقدس، مزامیر، ۳۷: ۹

۱۱. ۱۰۵/انبیاء

۱۲. کتاب مقدس، خروج ۳۲: ۲۱- ۲۴

۱۳. ۸۷-۹۷/طه

۱۴. التفسیر والمفسرون، معرفت ۲/۱۴۱

امید پیشگر    

بخش قرآن تبیان

درباره مدیریت پرچم های سیاه شرق

پیشنهاد میکنیم

واردکنندگان اسرائیلیات در فرهنگ اسلامی

واردکنندگان اسرائیلیات در فرهنگ اسلامیReviewed by مدیریت پرچم های سیاه شرق on Dec 25Rating: منشأ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − پانزده =

Watch Dragon ball super