شعر برقعه‌ای برای امام باقر(ع)

شعر برقعه‌ای برای امام باقر(ع)Reviewed by مدیریت پرچم های سیاه شرق on Oct 23Rating:

شعر برقعه‌ای برای امام باقر(ع)

 نگاه کودکی ات دیده بود قافله را

تمام دلهره ها را، تمام فاصله را
هزار بار بمیرم برات، می خواهم
دوباره زنده کنم خاطرات قافله را
تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم
خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟
چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت،

ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را
چه کودکی بزرگی است این که دستانت
گرفته بود به بازی گلوی سلسله را
میان سلسله مردانه در مسیر خطر
گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را
چقدر گریه نکردید با سه ساله، چقدر
به روی خویش نیاورده اید آبله را
دلیل قافله می برد پا به پای خودش
نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را
هنوز یک به یک، آری به یاد می آری
تمام زخم زبان های شهر هلهله را
مرا ببخش که مجبور می شوم در شعر
بیاورم کلماتی شبیه حرمله را
بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت
که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟

درباره مدیریت پرچم های سیاه شرق

پیشنهاد میکنیم

ماجرای کمان‌گیری شگفت‌انگیز امام باقر(ع) در دربار خلیفه اموی

ماجرای کمان‌گیری شگفت‌انگیز امام باقر(ع) در دربار خلیفه امویReviewed by مدیریت پرچم های سیاه شرق …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − نوزده =

Watch Dragon ball super