ثانیاً: اگر مستقیاً جزئیات امامت حضرت علی (ع) در قرآن ذکر می‌شد این احتمال وجود داشت که دست‌های نابکار مخالفان موجب تحریف لفظی قرآن گردد. باتوجه کینه و دشمنی که دشمنان با اهل بیت داشتند.

ثالثاً : ما بندگان خدا هستیم و بهترین بندگان مؤمنان هستند ولی مؤمن شدن ساده نیست بلکه باید از گذرگاه‌های مختلف عبور کرد و ثبات قدم خود را در لغزش گاه‌های مختلف نشان داد. مؤمن کسی است که در مرحله‌های گوناگون آزمایش پیروزمندانه بیرون آمده و از لغزش و وسوسه‌های شیطانی برهد. این گونه قرار دادن مطالب قرآنی خود امتحانی است تا حقیقت‌جویان و بهانه‌گیران شناخته شون
پس لازم نیست که در قرآن صراحتاً نام حضرت علی (ع) بیان شده باشد. بلکه باید در قرآن شخصیت آن عزیز را جستجو کنید
چرا امیرالمؤمنین جهت احقاق حق خود با مخالفین و غاصبین خلافت به مبارزه نپرداختند؟
آیا سکوت ایشان دلیل بر پذیرش حکومت نبوده است؟
شواهد تاریخی نشان می دهد که پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله و توطئه ی منافقان در سقیفه بنی ساعده برای غصب مقام خلافت جامعه به سویی سوق داده شده بود که علی رغم نصوص بی شمار پیرامون خلافت و جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام مردم به بیعت با خلیفه ی اول تن دادند و پیمان و بیعت با علی بن ابیطالب علیه السلام در روز غدیر را به فراموشی سپردند تا جایی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در وضعیتی به امیرالمؤمنین علیه السلام پیش از رحلتشان فرمودند

یا علی اگر یارانی یافتی که با دشمنانت بجنگی حق خود را طلب کن و گرنه خانه نشینی اختیار کن چرا که من در روز غدیر خم از مردم عهد و پیمان گرفته ام که تو وصی و خلیفه ی من و صاحب اختیار آنان بعد از من هستی.مَثل تو مثل بیت الله الحرام است که مردم باید سراغ تو بیایند و تو نباید سراغ مردم بروی.

و در جای دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله از ایشان تعهد گرفتند که « اگر یاورانی یافتی ….. به مجاهده بپرداز»
و چنان گذشت اوضاع و احوال جامعه که لوازم اقدام نظامی محقق نشد چنانچه در بیان خود امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است که اگر چهل نفر یار با معرفت می یافتم هرگز دست از مبارزه بر نمی داشتم. اما دریغ و درد که بی وفایان آن روزگار حتی پیکر پیامبر خیش را بی غسل و کفن رها کرده و به بیعت با باطل دست دادند. و ماجرای سقیفه سر آغاز تمامی تیره روزیها و کژ رویهایی شد که پس از پیامبر در امت اسلام پدیدار گشت

از امام صادق علیه السلام سوال شد که چه چیزی امیرالمؤمنین علیه السلام را بازداشت از اینکه مردم را به سوی خویش بخواند و برای رو در رویی با دشمنان شمشیر از نیام بر کشد؟ امام علیه السلام فرمودند: از آن ترسید که مبادا مردم مرتد شوند و دیگر شهادت ندهند که محمد صلی الله علیه و آله رسول خداست.

همچنین امام باقر علیه السلام در بیان اقدام امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: اگر علی علیه السلام عموم مردم را به پیروی از خود فرا می خواند آنان وظیفه داشتند دعوت او را اجابت کنند بر اثر سر پیچی از امامی که اطاعتش واجب است،کافر می شدند اما آن جناب بهتر آن دید که مردم آن گمراهی عدم شناخت و فرمانبری او باقیی بمانند تا آنکه از اسلام بر گردند و بلکی بی دین شوند.

اما با این وصف که امام علی علیه السلام یارانی را نیافتند تا ایشان را یاری کنند خود با بیعت با جور تن ندادند و سکوت اختیار نکردند. همواره در طول تاریخ مغرضان و معاندان اهل بیت علیه السلام سعی داشته اند که ۲۵ سال خانه نشینی امیرالمؤمنین علیه السلام را در قالب سکوت ایشان و رضایت و مشارکت ایشان در امور خلفاء جلوه دهند تا به این وسیله به باطل رنگ و لعاب حق بزنند. امیرالمؤمنین علیه السلام در مقابل این تجاوز غاصبانه مسئولیت خویش را چنین ایفا کردند: پس از فراقت از مراسم تدفین پیامبر گرامی اسلام که تنها یار دلنشین ایشان بود بنا به سفارش خود پیامبر صلی الله علیه و آله به جمع آوری قرآن پرداختند چنانچه خود فرمودند: پس از آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله جان به جان آفرین تسلیم کرد مردم میل به ابوبکر نمودند با وی بیعت کردند در حالیکه من مشغول انجام غسل و مراسم تدفین پیامبر بودم. پس از آن ماجرا من مشغول جمع آوری قرآن شدم و سوگند خوردم که جز برای نماز، ردا بر دوش نیفکنم تا آنکه قرآن را یکجا جمع کنم و چنین کردم.

در مدت سه روز این مهم انجام گرفت و بدیسان آیات شریفه و گرانقدر قرآن که اینجا و آنجا پراکنده بود در یک مجلد و یکجا به دست مبارک ایشان نوشته شد. امیرالمؤمنین علیه السلام می دانستند که اگر در چنین شرایطی دست به شمشیر برند نهال نو پای اسلام که ثمره ی ۲۳ سال تلاش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده است از جا کنده می شود بنابراین هر زمینه ی سخن فراهم می شد تنها اظهار مظلومیت خویش اکتفا می کردند و پیماننامه ی غدیر را یاد آور قوم می شدند: «ای مسلمانان، ای مهاجرین و انصار شما را به خدا قسم می دهم آیا از پیامبر صلی الله علیه و آله نشنیدید که در روز غدیرخم چه فرمود؟»

از جمله در همان ایام نخست پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله شبانه با اهل کساء (حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین) به درب خانه مهاجرین و انصار می رفتند و بر آنان اتمام می نمودند از جمله از زبان ایشان می شنویم که می فرمودند: «فاطمه را با خود بردم.دست حسن و حسین را گرفتم آنان را نسبت به حقانیت خویش سوگند دادم و ایشان نیز به آن اعتراف کردند . ایشان را به یا ری طلبیدم اما جز چهار نفر دعوت مرا اجابت نکرد آن چهار نفر عبارت ب.دند از سلمان ابوذر مقداد و زبیر.»

در بررسی های به عمل آمده در کتب معتبر و منابع شیعه و حتی اهل سنت از اقدامات حضرت علی علیه السلام در مقابل غاصبین خلافت زیاد نقل شده است چنانچه حتی خود مفسرین اهل تسنن از جمله ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ی خود خطبه هایی از حضرت را نقل می کند که بیانگر این حقیقت است که ایشان در مقابل خلفای سکوت نکردند و با ایشان بیعت ننمودند. از جمله در خطبه ی شقشقیه که مورد اتفاق همه ی مسلمانان می باشد که حضرت چگونه به احقاق حق خویش و افشاگری اصحاب سقیفه پرداخته اند.

این خبر را به اشتراک بگذارید :